کد خبر: ۹۵۸۹
تاریخ انتشار:۱۳ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۹
ندا نوروزی؛
جز فراق تو مرا هیچ غمی پیر نکرد
خواهرت دید به چشم خودش آن لحظه، کسی در پی غارت انگشتر تو… دیر نکرد…
جز فراق تو مرا هیچ غمی پیر نکرد
داغ تو کشت مرا کشت، زمین گیر نکرد

جنگ هر لحظه ازین باغ گلی چید، حسین
خون تو دشمن بی عاطفه را سیر نکرد

هر چه آمد به سرت، عقده ی جنگ جمل است
گرچه این را، احدی بعد تو تفسیر نکرد!

در دل سنگی شان کینه ز اولاد علی ست
چه تعجب که بر آن موعظه تاثیر نکرد….

همه دیدند مرا،بر سر گودال ولی
حالت خنده شان هم به تو تغییر نکرد

دشمن از برق نگاه تو چنان ریخت به هم
اکتفا بر تن بی جامه به یک تیر نکرد

خواهرت دید به چشم خودش آن لحظه، کسی
در پی غارت انگشتر تو… دیر نکرد…

کربلا گرچه پراز داغ جوان بود ولی
هیچ یک قدر تو اینگونه مرا پیر نکرد

(داغ تو کشت مرا کشت،زمین گیر نکرد)