t_page
کد خبر: ۱۰۳۸
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۷
ثبت نام كانديداها و بررسي صلاحيت ها و احراز واجدين شرائط به اتمام رسیده است،هريك از مدعيان عرصه تحولات شهري به صورت فردي و گروهي عرض اندام نموده و خود را در معرض آراء و شناخت ديگران قرار مي دهند، قرار است در چند ده روز آينده رقابت نفس گيري رخ دهد و به رهبري ولي نعمتان انقلاب ، صاحبان اصلي شهر و تمدن و ميراث داران هميشه در صحنه تهران ، گروهي را گلچين نمايند و اختيار اداره و حساب و كتاب شهر را به آنان بسپارند و به عبارت بهتر تفويض نمايند و خود در سايه خدمت و نوكري ايشان به امور ديگر بپردازند .
اگر چه در صحنه ديگري اختيار امور كلان مملكت و كشور را تحت نام رياست جمهوري بر قامت صاحب صلاحيتي ديگر خواهند پوشاند ، اما امر دوم را به وجيزه اي ديگر وا مي گذارم و تنها به بيان نظراتي در موضوع اول ( انتخابات شوراها ) خواهم پرداخت .

اگر چه بايد پيشاپيش به اين مردم ، خدا قوت و دست مريزاد گفت ، چرا كه قرار است تا چهل – پنجاه روز آينده دو بار سنگين را تؤامان به مقصد برسانند، و چه حماسه اي كه به درايت و بصيرت مردم خلق و ثبت خواهد شد .
در انتخابات شوراي شهرِ پيش رو ، ممكن است مردم به يك گروه واحد راي اعتماد دهند و يا اينكه با درايت و تشخيص مختارشان فرد – فرد ، افرادي را از گوشه و كنار تهران مجتمع نموده و ائتلاف نانوشته اي را رقم زنند. بايد گفت راي مردم هر چه باشد محترم و مغتنم است .

ائتلاف شكل يافته در روزهاي آتي به هر شكل و مدلي كه باشد بايد قصدش خدمت باشد و نه تلاش براي كسب قدرت .
ممكن است از فهم انگيزه و نيت داوطلبان پرسش شود و اشكال گردد كه چگونه نيت خواني ايشان مقدور و ميسور مي باشد ؟

پاسخ را مي توان به اجمال و تفصيل بيان نمود .
پاسخ اجمالي اين است كه ؛ سابقه كاري و فكري – دوستان و هم قطاران – شعارهاي انتخاب شده – برنامه هاي ادعا شده براي اداره شهر – ايمان و تقواي ايشان و نهايتا باور ايشان به كار و خرد جمعي ملاكهاي انتخاب است .

اما پاسخ تفصيلي تكرار همان مطالب با شرح و توضيح بيشتر خواهد بود .
از سابقه حرف زديم ، ممكن است شما بپرسيد كه اين موضوع با يك استعلام از مراكز امنيتي و اطلاعاتي قابل حل است . اما بايد گفت مسئله به اين سادگي نيست ، تنها آوردن گواهي عدم سوء پيشينه كافي نيست كه اگر كافي بود تعداد زيادي از اين مردم سزاوار و شايسته به كانديداتوري هستند ، چرا كه نه تنها سوء سابقه ندارند بلكه خوش نام هم هستند .

انسان, اساساً موجودى است اجتماعى و ناگزير از ارتباط با همنوعان خود است و از طرفى ديگر ، موجودى است انتخابگر . انسان در نوع گزينش ها و ارتباطات خود ، مى تواند به سراغ نيكان و پاكان رفته، نامى نيك از خود به يادگار نهد؛ همچنين مى تواند با انسانهاى پستْ ارتباط داشته ، در خدمت طاغوتها باشد.

از بهترين اسباب شناخت افرا ، بررسى گذشته و خطّ سير فكرى آنان و نيز نوسانات موجود در زندگى ايشان است و اين خود ، وسيله مناسبى است در نقد و بررسى آنان. امام على(ع) در عهدنامه خود خطاب به مالك اشتر، او را از گزينش افرادى كه با طاغوتها رابطه داشته اند منع مى كند؛ چرا كه همواره احتمال انحراف اين اشخاص وجود دارد:

إنّ شَرَّ وُزَرائِكَ مَنْ كانَ لِلأشْرارِ قَبْلكَ وَزيراً وَمَنْ شَرَكَهُمْ فِىالآثام, فلايَكُونَنَّ لك بِطانَةً.
همانا بدترين وزيرانت ،آنانى هستند كه پيش از تو وزارت اشرار را به عهده داشته و در جنايتشان شريك بوده اند؛ پس به هيچ وجه همرازشان مگير.

امام خمينى نيز با آگاهى كامل ، چنين شرطى را در مورد كارگزاران نظام اسلامى لازم شمرده ، نه تنها قطع و يقين به عدم انحراف را كافى نمى داند ، بلكه احتمال انحراف در اشخاص را نيز خطرناك مى خواند:
امام على(ع) در ادامه سخن ، علّت اين نوع انتخاب را چنين بيان مى فرمايد:

فَإنَّهُمْ جِماعٌ مِنَ الكَرَمِ وشُعَبٌ مِنَ الْعُرْفِ… فَإِنّهُم أكْرَمُ أخْلاقاً وَأصَحُّ أعْراضَاً وأقَلُّ فِى الْمَطامِعِ إشْرافاً وَأبْلَغُ في عَواقِبِ الأُمُورِ نَظَراً.[۳۹]
اينان به مجموعه اى از بزرگوارى ها آراسته اند و ريشه در ارزش ها و نيكى ها دارند… چنين كسانى ،در اخلاقْ برترند و در آبرومندى ، سالمتر؛ به آزمندى هاى مادّى كمتر چشم دارند و به پايان كارها بيشتر مى انديشند.
امام امّت(ره) نيز بر همين اساس ، حُسن سابقه را در ميان كارگزاران و مديران ، يكى از شرايط انتخابْ معرّفى نموده است:

اميد است ملّت مبارزِ متعهّد, با مطالعه دقيق در سوابق اشخاص و گروه ها, آراى خود را به اشخاصى دهند كه… به حُسن سابقه و تعهّد به قوانين اسلام… معروف و موصوف باشند .

از نكات قابل توجّه در ميان هشدارهاى آن حكيم الهى, توصيه به مراقبت و فريب نخوردن از سياست بازان و منافقان است:
خوف آن دارم كه تبليغات براى اشخاصى كه به اسلام و جمهورى اسلامى اعتقاد ندارند و اعمال و گفتار آنان در اين يك سال, شاهد آن است و اكنون براى راه پيدا كردن به مجلس و براى كارشكنى و جنجال در محيط مقدّس مجلس شوراى اسلامى, خود را هوادار اسلام و مسلمان جا مى زنند, در قشرى از ملّت و جوانان پاكدل, تأثير كند و آراى مقدّس خود را به كسانى دهند كه به نفع اجانب ، با اسلام و جمهورى اسلامى مخالفت اساسى دارند .

اين هشدارهاى دلسوزانه نيز برگرفته از تعاليم مكتب امام على(ع) است كه مى فرمايد:
مبادا در گزينش مسئولان و كارگزاران خود ، بر تيزهوشى و شناخت شخصى و خوش باورى خويش تكيه كنى كه فرصت طلبان جامعه ، مى كوشند تا با تصنّع و خوش خدمتى ، خود را در نگاه زمامداران بيارايند؛ در حالى كه در پسِ آن نقاب تزوير ، نشانى از امانت و دلسوزى ندارند. آنچه مى تواند در شناختت ملاك آزمون باشد ، چگونگى همكارى آنان با شايستگانِ پيش از توست. پس بر كسانى تكيه داشته باش كه از خود در ميان انبوه مردم ، خاطره هايى زيباتر به يادگار گذاشته اند و به امانت ، شهره ترند ، كه اين باريك بينى ، خيرخواهى تو را براى خدا و وليّت به اثبات رساند.

سابقه خوب داراي مصاديق و نشانه هايست كه اولين و مهم ترين آن امانت داري است و بايد ديد كه آيا فرد كانديد امانت دار بوده يا خير ، شاید از همه مهمتر در رعایت امانت در حقوق مردم آنست که آن مسئول صلاحیت تصدی این مقام را دارد ، چرا که در نظام اسلامی تصدی به سمتهای عمومی در حالیکه فرد واجد صلاحیت تری وجود داشته باشد علی الاصول جایز نیست ،رعایت امانت به معنای حفظ حقوق عامه ، میتواند در این نکته هم نهفته باشد که کسی که در او صلاحیت تصدی به این سمت وجود ندارد حضورش حرام است . مرحوم علامه امینی در الغدیر ( امینی , الغدیر ج۸ , ۲۹۱ ) از تمهید باقلانی مضمون ذیل را نقل میکند و ظاهرش اینست که روایتی از پیامبر است :
کسی که خودش را بر دسته ای از مسلمانان مقدم بدارد و بداند که در بین آنان کسی که برتر از او باشد وجود دارد ، بدون شک به خداو پیامبرش و مسلمانان خیانت کرده است .

همچنین بیهقی از ابن عباس نقل میکند که آن حضرت فرمود :
کسی که شخصی از مسلمانان بکار بگمارد و بداند که در میان آنان کسی اولی و بهتر از وی به انجام این مسئولیت و داناتر از او به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص)وجود دارد بی تردید به خدا و رسول او و جمیع مسلمانان خیانت ورزیده است . و این روایت را علامه امینی در کتاب الغدیر از بیهقی روایت کرده است ( الغدیر ، ج۸ ,۲۹۱ )
مسلما چنين رفتاري ممكن است در پيشينه هر فرد وجود داشته باشد ، هر چند كه در هيچ محكمه دنيايي متهم نشده ، اما وجدان آگاه و نيك پندار بايد اين سابقه خوب يا بد كانديدا را ببيند تا محكم و استوار راي دهد .
و موضوع ديگري كه به شدت در تاريكي و روشني گذشته ديگران هويدا مي گردد موضوع تقوا است ، هرچند نه قابل اندازه گيري است و نه نبودش محاكمه دارد .

از روایات جامعی که در این باره نقل شده است خطبه امیرالمومنین علی (ع ) در صفین است که آن حضرت می فرمایند:
اما بعد ! خداوند برای من بر شما بخاطر سرپرستی امورتان حقی قرار داده است و در مقابل برای شما همانند آن حقی بر گزدن من گذاشته است . بنابراین دائره حق در توصیف و در مرحله سخن از هرچیزی وسیعتر است , ولی به هنگام عمل کم وسعت ترین دائره هاست . ...از میان حقوق خداوند بزرگترین حقی را که فرض شمرده است حق والی و زمامدار بر مردم و حق مردم بر والی و حاکم است . این فریضه ای که خداوند برای هریک بر دیگری قرار داده است و آنرا موجب نظام الفت و پیوستگی آنان و عزت و نیرو مندی دینشان گردانیده . بنابراین مردم هرگز اصلاح نمیشوند جز با اصلاح شدن والیان و زمامداران و زمامداران اصلاح نمیگردند جز به پایداری مردم . (نهج البلاغه , خطبه ۲۱۶ فیض الاسلام ۶۸۱)

یا در جای دیگری میفرماید :
همانا شما بر من حقی دارید و برای من بر شما حقی است , اما حق شما بر من اینست که راه نیکی را به شما بنمایانم و بیت المال شما را بصورت کامل به مصرف شما برسانم و شما را آموزش دهم تا نادان نمانید و تربیتتان کنم تا فرا گیرید. (نهج البلاغه , خطبه ۳۴ , فیض الاسلام , ۱۱)

مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام در ۲۷/۵/۸۹ در این باره بیاناتی جالب دارند :
در باب تقوا من يك جمله‌اى اينجا يادداشت كرده‌ام كه عرض بكنم. غالباً وقتى گفته ميشود تقوا، پرهيزگارى، ذهن انسان ميرود به رعايت ظواهر شرع و محرمات و واجباتى كه دم دست ماست؛ نماز بخوانيم، وجوهات شرعى‌مان را بدهيم، روزه بگيريم، دروغ نگوئيم. البته اينها مهم است، همه‌اش مهم است؛ ليكن تقوا ابعاد ديگرى هم دارد كه غالباً ما از اينها غفلت ميكنيم. در دعاى شريف مكارم الاخلاق يك فقره‌اى در توضيح اين ابعاد ديگر هست: «اللّهم صلّ على محمّد و اله و حلّنى بحلية الصّالحين و البسنى زينة المتّقين»؛ از خداى متعال درخواست ميكند كه پروردگارا! مرا با زيور صالحان زيور بده و با لباس پرهيزگاران ملبس كن. خوب، اين لباس پرهيزگاران چيست؟ آن وقت اين شرح جالب است: «فى بسط العدل»؛ لباس پرهيزگاران در گستردن عدالت، «و كظم الغيظ»؛ در فرو بردن خشم، «و اطفاء النّائرة»؛ در فرو نشاندن آتش؛ آتشهائى كه بين افراد جامعه برمى‌افروزند. اينها تقواست. «و ضمّ اهل الفرقة»؛ افرادى كه از شمايند، اما جدا شدند، سعى كنيد اينها را گرد بياوريد. اين جزو موارد تقواست، كه در دعاى شريف مكارم‌الاخلاق - دعاى بيستم صحيفه‌ى مباركه‌ى سجاديه - به آن اشاره شده است. اين دعا، بسيار دعاى مهمى است. من عقيده‌ام اين است كه همه، بخصوص كارگزاران، بايد اين دعا را بخوانند و در مضامينش دقت كنند؛ تعليم‌دهنده است. «و اصلاح ذات البين»؛ به جاى آتش‌افروزى، خبرچينى، اين را به جان آن انداختن، آن را در پوستين اين انداختن، اصلاح ذات‌البين كنند؛ بين برادران مؤمن، برادران مسلمان، ايجاد ائتلاف كنند؛ اينها تقواست.
ببينيد، اينها همه، مسائل امروز ماست. گستردن عدالت، عدالت قضائى، عدالت اقتصادى، عدالت در گزينشها، عدالت در تقسيم منابع و فرصتهاى كشور بين گروه‌ها، عدالت جغرافيائى، اينها مسائل خيلى مهمى است؛ اينها همه نيازهاى ماست. گستردن عدالت، بالاترين رقمهاى تقواست؛ اين از يك نماز خوب، از يك روزه‌ى روز گرم تابستان بالاتر است. روايتى است كه فرمود: هر اميرى - امير يعنى همه‌ى شماها؛ هر كسى يك دستگاهى دارد كه در آن فرمان ميراند، حكم او در آنجا نافذ است - كه روزى را به عدالت حكم كند، مثل اين است كه هفتاد سال عبادت كرده؛ اينها خيلى مسائل مهمى است؛ اهميت عدالت را، رفتار عدالت‌آميز را به ما نشان ميدهد.

فرو بردن خشم در مقابل دوستان. بحث اينجا دوستان است. البته در مقابل دشمنان بايد غيظ داشت؛ «و يذهب غيظ قلوبهم». در مقابل آن دشمنى كه با هويت شما، با موجوديت شما مخالف است، آنجا خشم ميشود خشم مقدس؛ آن اشكالى ندارد. نه، در جمع مؤمنين، در بين افرادى كه مأمور به رفتار مسلمانى با آنها هستيم، خشم و حالت عصبانيت نبايد باشد. خشم به انسان ضرر ميزند. تصميم‌گيرى با خشم مضر است، حرف زدن با خشم مضر است، كار كردن با خشم مضر است، غالباً دچار غلط و اشتباه است؛ اين چيزى است كه ماها متأسفانه خيلى ابتلاء پيدا ميكنيم. جلوگيرى از اين خشم، خشمى كه موجب انحراف ميشود، موجب خطاى در فكر و عمل ميشود، يكى از موارد تقواست؛ «و كظم الغيظ».

كار ديگر، «اطفاء النّائرة». بعضى‌ها آتش‌افروزى‌هاى سياسى و جناحى ميكنند. عده‌اى كأنه براى اين كار مأموريت دارند. من مى‌بينم در داخل كشور خودمان كه يك عده‌اى ميخواهند اصلاً عناصر گوناگون را، جناحهاى مختلف را، افرادى از هر يك از جناحها را به جان هم بيندازند و اختلاف ايجاد كنند؛ كأنه اصلاً از آتش‌افروزى خوششان مى‌آيد؛ اين خلاف تقواست. تقوا اين است: «اطفاء النّائرة». همچنان كه در يك محيط مادى و فضاى مادى، شما يك آتش‌افروزى را اطفاء ميكنيد، بايد در فضاى انسانى و معنوى و اخلاقى هم آتش‌سوزى‌ها را مهار و اطفاء كنيد. و همين طور: «و ضمّ اهل الفرقة».

ما عرض كرديم جذب حداكثرى، دفع حداقلى. البته معيار و ميزان، اصول و ارزشهاست. انسانها از لحاظ ايمان در يك حد نيستند. ما در بين خودمان آدمهائى داريم ضعيف‌الايمان، آدمهائى داريم كه ايمانشان قوى‌تر است. بايد راه بيائيم. نميشود ضعيف‌الايمان را دفع كرد، نميشود فقط به كسانى چشم دوخت كه قوى‌الايمانند؛ نه، ضعفا را هم بايد در نظر داشت. كسانى كه خودشان را قوى ميدانند، آن كسانى را كه ضعيف ميدانند، ملاحظه كنند، مراعات كنند، دفع نكنند. آن كسانى كه جزو مجموعه هستند، ليكن بر اثر اشتباه و غفلت كنار افتادند، جدا افتادند، اينها را به خود بياورند؛ اينها را نصيحت كنند، دلالت كنند، راه را به آنها نشان بدهند، آنها را برگردانند. اينها مسائل اساسى است.

پس اينها شد تقوا، اينها شد راه‌هاى توبه و انابه؛ «شهر التّوبه»، «شهر الانابه». منتها جالب اين است كه روزه و اين ماه، يك عمل جمعى است؛ يك عمل فردى نيست. يعنى همه روزه‌ايم، همه داخل اين ماهيم، همه سر اين سفره نشستيم؛ همه‌ى افراد جامعه‌ى اسلامى، امت اسلامى. وقتى كه ميخواهيم اين نصايح را، اين توصيه‌هاى مهم كتاب و سنت را عمل كنيم، اگر همه خود را مخاطب آن بدانيم، ببينيد در دنياى اسلام چه اتفاقى مى‌افتد؛ در دايره‌ى محدودتر در كشور چه اتفاقى مى‌افتد. قدر اين ماه را بايد دانست. قدر دانستنش هم به همين است كه واقعاً ماه را ماه توبه قرار بدهيم، ماه انابه قرار بدهيم، ماه تطهير قرار بدهيم، ماه تمحيص قرار بدهيم؛ برويم به سمت اين چيزها. خوب، حرف اصلى ما، عرض اصلى ما توى اين جلسه همين بود كه عرض كرديم.

توجه به این بیانات مبین اهمیت ابعاد اجتماعی تقوای الهی است که بر این اساس مهم ترین نیاز های کشور است و اثر بخشی آن در صحنه اجتماعی از تقوای عبادی و شخصی افزون است . مروری بر این اوصاف که رهبر معظم بیان فرموده اند ما را به اوصافی توجه میدهد که لازمه هر مقام مسئولي است . تقدم این تقوای بر تقوای ناشی از عبادات و اعمال شخصی در عرصه اجتماعی مبین همّ و تلاش كارگزاران برای ایجاد زمینه های اجرایی و آرمانهای دولت اسلامی در جامعه ای است که قصد دارد الگویی برای سایرین در عرصه جهانی باشد .

پس بيائيد ائتلافي بسازيم از انسانهاي خوش نام ، افرادي امانت دار و با تقوا تا با امانت داري و تقواي كاري شهر را بهتر از آنكه تحويل گرفته اند بازگردانند .
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار

/

..

.

.