t_page
کد خبر: ۲۲۵۵
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۲ - ۰۷:۳۵
تورم هم در جای خود موریانه ای است که تار و پود فرش را ساکت و آرام می جود، هزینه‌های تولید از جمله دستمزد و مواد اولیه گران، سبب شده تا قیمت فرش پا به عرش گذارد و ناخواسته کالای لوکس شود، همین موضوع فروش داخلی را بی رمق کرده است، مردم بی تقصیرند، می گویند «دست ما کوتاه و خرما بر نخیل»
به گزارش عصرفارس به نقل از شیرازه، فرش دستباف یکی از کهن ترین هنرهای ملت خوش ذوق  ایران است که با  قدمت چند هزار ساله تمدن و هنر ایرانی را به هم گره زده است. فرش هویتی دارد و روایتگر تاریخ پر فراز و نشیب ایران است. از روزگاران کهن دست بافته های زنان ایران، زینت بخش کاخ های پادشاهان و سلاطین جهان بوده است. زنان ایرانی هنرمندانه با الهام از طبیعت و حوادث اجتماعی روزگار خود آثاری را خلق کردند که اکنون اگر اغراق نشود باید گفت دنیا فرش را با برند ایران می شناسد، هنرمندانی که تصویرگر عمر و جوانی خود نیز در پای دار قالی بوده اند.

اما در گذر زمان و زمانه فعلی دیگر صدای لالایی و شعر خوانی زنان و دختران از سیاه چادرها و خانه ها شنیده نمی شود. حالا دیگر دار قالی تکیه بر دیوار دارد، ترنج ها، گل ها، حوض ها همه خشکیده اند. چیزی دیگر نمانده تا قالیبافان نقش گلبوته را به رنگ سیاه درآورند. اکنون بخواهیم و نخواهیم فرش ایران رخت عزا پوشیده است.



دیگر بافنده های قدیمی پیر شده اند، جوانتر ها هم انگیزه ای برای دفه زدن بر گره های قالی را ندارند. قالیبافان از وقتی که یارانه بگیر شدند، دیگر کسی سراغ این هنر- صنعت نرفته و نمی رود، باید پذیرفت که فرش ایرانی بافنده ندارد.

البته تنها نمی توان توپ را به زمین یارانه ها انداخت، بالا رفتن بهای تمام شده تولید فرش، زیان های ناشی از نوسان نرخ ارز، قوانین دست و پا گیر صادارت و گمرک، تحریم ها، تورم داخلی، تغییر سبک زندگی و... بخشی دیگری از شوربختی های فرش دستباف ایران است.

مشکل دیگر فرش ایران وجود رقبای متقلب است، سال‌هاست برخی آقازاده های وطن پرست! نقشه های نفیس ایرانی را به کشورهای چین، هند، افغانستان و پاکستان هدیه کردند تا چشم بادامی ها با کپی‌برداری از آنها فرش‌هایشان را با نام ایران در بازارهای جهانی به فروش برسانند.

حالا فرش چینی ها در بازارهای جهانی و حتی بازار داخلی ایران با برندهایی نظیر «کاشان» به فروش می‌رسد، تولید کنندگان این حوزه، ناامید از کسب و کار خود، زیرپوش می فروشند!



نمونه دیگر خوش خدمتی به فرش را باید درغفلت مسئولین جستجو کرد.به عنوان مثال، تمامی مرغوبیت فرش دستباف فارس به پشم آن است ولی امروز بدون توجه به این موضوع، پشم خام به صورت کاملا قانونی از این استان به کشورهای دیگر صادر می شود.

تورم هم در جای خود موریانه ای است که تار و پود فرش را ساکت و آرام می جود، هزینه‌های تولید از جمله دستمزد و مواد اولیه گران، سبب شده تا قیمت فرش پا به عرش گذارد و ناخواسته کالای لوکس شود، همین موضوع فروش داخلی را بی رمق کرده است، مردم بی تقصیرند، می گویند «دست ما کوتاه و خرما بر نخیل»



فرش دستباف در خارج از كشور با تغييرات سليقه‌اي مواجه شده و رقبا نيز به اين موضوع اصلي پي برده‌اند و توانستند با تغييرات مناسب در طرح و رنگ و تبليغات مناسب بازار خارجي را در دست بگيرند. اما درایران از این مهم غفلت می شود و فرش بر اساس سليقه مصرف كننده خارجي بافته نمی شود.

وضعیت نامناسب تبلیغ را هم به مشکلات عدیده این هنر صنعت باید افزود، تبلیغات خارجی که جای خود دارد، در داخل کشور در کنار تبلیغ وسیع فرش ماشینی، فرش دستباف به جز توسط دو یا سه شرکت تبلیغ نمی‌شود.

اگر به صادارت فرش در چند سال گذشته رجوع شود، می توان اوضاع فلاکت بار صادرات این کالای مهم غیرنفتی را به روایت آمار و ارقام هم مشاهده کرد. در سال 89، 555 میلیون دلار در سال 90، 560 میلیون دلار و در سال 91، 460 میلیون دلار فرش صادر شده است. در پنج ماهه اول سال جاری نیز 86 میلیون دلارکه نسبت به مدت مشابه سال گذشته 140 میلیون دلار صادرات کمتر شده است.




اما چه باید کرد؟ صنعت قالی هم به علت داشتن پیشینه تاریخی و فرهنگی و هم به علت قدرت اشتغال‌زایی و ارزآوری باید موردعنایت ویژه دولت تدبیر و امید واقع شود. مشکلات قالیبافان جایی در میان دغدغه‌های کلان مجلسی‌ها و دولتمردان داشته باشد. آنها می‌توانند با اصلاح قانون بیمه قالیبافان و حتی سخت و زیان‌آور محسوب کردن این شغل، نور امید بر دارهای قالی بتابانند و موجب پایداری و گسترش این شغل و بهبود زندگی قالیبافان شوند.
نام:
ایمیل:
* نظر: