t_page
کد خبر: ۲۹۳۲
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۸:۲۶
چهارپاره کوتاه به سبک روایت گری از شاعر جوان آباده ای، عقیل رفیعی را در ادامه می خوانید

شعری به مناسبت ایام الله دهه فجر دهه فجر، چهارپاره کوتاه به سبک روایت گری  از شاعر جوان آباده ای، عقیل رفیعی را در ادامه می خوانید

زمستان بود و تاریکی،طلوع سرخ یک رؤیا

حلول سرخ یک خورشید به قلب سنگ یک دنیا

شقایق بود و پروانه،هزاران لاله در لاله
زمین سیراب و گلگون بود،گل نرگس چو آلاله

نبرد آتش و خون بود ، نبردی سخت با غم ها
کبوتر چون چکاوک شد، رها از دام ماتم ها

به روی هر در و دیوار نوایی بود و آوایی
نماهنگ مسلسل ها ، نوای چشم بارانی

طنین دلنوایی بود که از هر کوی و برزن خاست
ز افلاک و زمین تکبیر،ز هر مرد و زهر زن خاست

همه جا فکر طغیان بود،همه چون سیل و چون دریا
تبر بر دوش می رفتند همه بی باک چون موسی

درونش پوچ و خالی بود،درخت کهنه ی بیداد
نسیم صبح صادق بود،نشان از یاسمن می داد

خمینی رستخیزی بود که همراهش بهار آمد
زمستان رفت و آخر شد،نگار از سوی یار آمد

دوباره چون گلستان بود،دل پژمرده ی مردم
بهاران شد بهاران شد ، شکوفا شد گل گندم

مستعار:مسیحا حسینی

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۹:۴۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۹
0
0
عقیل جان بسیار زیبا و دل نواز بود.انشاالله همیشه چشمه ی شعرت درراه شهدا وامام شهدا جوشان باشد
پاسخ ها
سارا
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۶:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۵
سلام ممنون وسپاس ازشما لطف دارین
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار