t_page
کد خبر: ۴۰۴۹
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۳ - ۱۳:۴۶
شعری از عزت الله عابدی از دیار فارس که در حوزه‌های گوناگونی اشعاری زیبا سروده است.

روستایی زاده ای با اعتبار

بود در شهری به جدّ مشغول کار

 

گاهگاهی در روند اقتصاد

می نمود از کار دولت انتقاد

 

موعد یارانه چون آمد پدید

کس بیان انتقاد از وی ندید

 

اخذ شد چون مدتی تنخواه او

قطع شد یارانه دلخواه او

 

لیک چون عادت به سازش کرده بود

روح نقدش در طبیعت مرده بود

 

رفت روزی با زن و فرزند خود

بهر دیدار ده و دهوند خود

 

شادمان از رجعت و پیوند او

شد خروسی هدیه فرزند او

 

تاج او زیبا و پرها رنگ رنگ

قامتش رعنا و صوت آوای چنگ

 

شام اول خواندنش بس دلنواز

بعد از آنش منع خواب و جانگداز

 

کشتن او واجب آمد بر پدر

معترض با عزم راسخ شد پسر

 

زیرکی از بستگان موشکاف

گفت دانم راه حل اختلاف

 

اندکی روغن به ماتحت خروس

چون بمالی می شود گنگ و عیوس

 

این عمل تکرار می شد هر شبان

تا نخواند آن خروس بی زبان

 

ماه روزه چون رسید از دور سال

خواندن او باز آمد در خیال

 

قطع کردند مالش روغن از آن

تا بخواند در سحرگاهان اذان

 

لیک عادت همچنان بر جا بماند

آن خروس بینوا دیگر نخواند

 

رمز سازش را رقم د با فسوس

عادت آن روستایی و خروس

 

 

عزت الله عابدی( سروش)


نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار