t_page
کد خبر: ۸۳۶۹
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۰۶:۵۸
بختگان بعد از ارومیه دومین دریاچه بزرگ کشور محسوب می‌شود که اگرچه خشکسالی از عوامل تأثیرگذار خارج از اراده انسان بر روند خشکی تالاب‌ها بوده ولی نمی‌توان آن را عامل اصلی خشکی تالاب بختگان تلقی کرد.
به گزارش عصر فارس، بختگان بعد از ارومیه دومین دریاچه بزرگ کشور محسوب می‌شود که خطر وقوع طوفان‌های نمکی این تالاب را تهدید می‌کند.

میزان نمک دریاچه بختگان بالاست وبا وزش باد، لایه‌های آغشته به نمک نیز از سطح دریاچه بلند میشوند و این امر می‌تواند برای مردم منطقه خطرآفرین باشد.

طوفان نمکی پدیده‌ای است که براثر بحران آب و خشک شدن تالاب‌ها نمود پیدا کرده است.
سونامی نمک در تالاب‌ها این طوفان را ایجاد می‌کند و ریزگردهای حاصل از خشکسالی که در اثر ذرات ریزی که براثر پساب مواد آلاینده یا پسماندهای کشاورزی ایجاد شده است و در تالاب مدفون و ایزوله شده بودند، به‌مرور زمان براثر خشکی تالاب با ذرات باد پراکنده‌ شده و وقتی خشک می‌شوند به شوره‌زار تبدیل می‌شوند که خطرات زیست‌ محیطی بسیاری برای مناطق پیرامون خود دارد.

این ریزگردهای حاصل از شوره‌زار پساب مواد آلاینده و پسماندهای کشاورزی اراضی مستعد این منطقه را در برگرفته و منطقه شبه کویری ایجاد کرده است.

علمدار علمداری، کارشناس محیط‌زیست فارس در گفتگو با عصر فارس، به بررسی تالاب بختگان و علت خشکی آن پرداخت.

وی با بیان اینکه این تالاب یک‌شبه خشک نشده است، اظهار کرد: برای پاسخگویی به این سؤال ابتدا باید پتانسیل منابع آب، دوره پایداری آن و الگوی توسعه در حوزه آبریز را به‌عنوان نمونه از دهه 1350 به‌طور مختصر موردبررسی قرار دهیم.

به گفته این فعال عرصه زیست‌محیطی، تالاب بختگان دارای حوزه آبریزی به وسعت 2 میلیون و 700 هزار هکتار است که پرآب‌ترین حوزه آبریز استان محسوب می‌شود.

وی گفت: فعال بودن تالاب‌های اقماری در بالادست تالاب بختگان نظیر تالاب‌های (کمجان، شول، بند امیر، لپویی، زرقان و تالاب کافتر) نقش مؤثری در تنظیم آب تالاب بختگان داشته، در دهه 1350 که تنها سد بالادست تالاب (سد درودزن) مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

علمداری بیان داشت: تخصیص آب برای حدود 40 هزار هکتار اراضی کشاورزی لحاظ شده بود و همین میزان اراضی به‌صورت کشت و آیش تأمین می‌شده است، از اوایل دهه 1360 متأسفانه تمایلات توسعه غیراصولی کشاورزی بر تفکر مدیریت توسعه پایدار مسلط بود و در این مقطع زمانی دو زهکش بزرگ به طول هرکدام 60 کیلومتر و یک زهکش در شمال تالاب کمجان بدون از هیچ‌گونه مطالعات زیست‌محیطی سبب شد که به‌تدریج اراضی دشت کربال زهکشی و تغییر کاربری داده شود.

وی بیان کرد: اراضی تالابی تالاب‌های شول، بند امیر، لپویی، زرقان باهدف تصاحب اراضی زهکشی و کاربری آن کشاورزی، صنعت و مسکونی شد، سطح اراضی زیرکشت در بالادست تالاب بختگان از 40 هزار هکتار در دهه 1350 به بیش از 130 هزار هکتار افزایش یافت، تعداد چاهه‌ای آب مجاز و غیرمجاز در این حوزه به بیش از 10 هزار حلقه افزایش یافت.

علمداری ادامه داد: توسعه شتاب‌زده کشاورزی به روش آبیاری سنتی از دهه 1370 موجب شده تا سالانه بیش از 90 درصد آب مورد بهره‌برداری این حوزه در بخش کشاورزی استفاده شود و حدود 5 تا 6 درصد آن برای شرب و صنعت تخصیص داده شود، بنابراین سهمی برای حق‌آبه تالاب قائل نشده است.

این فعال عرصه محیط‌زیست فارس گفت: در سه دهه گذشته شتاب توسعه غیر کارشناسی کشاورزی، عدم مدیریت کارآمد منابع آب، رعایت نکردن حق‌آبه تالاب‌ها و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب پشتوانه منابع آب تالاب بختگان به‌تدریج کاهش و از اواخر دهه 1380 در اکثر مواقع میزان سالانه ورودی آب تالاب کمتر از میزان تبخیر به‌ویژه در اوایل دهه 90 ورودی آب در اکثر اوقات سال صفر بود، و اگر دربر خی مواقع که در کوتاه‌مدت آبی از سد درودزن به‌عنوان حق‌آبه رهاسازی می‌شده و میزان این حق‌آبه ناچیز و به دلیل برداشت آب در مسیر توسط کشاورزان هیچ تضمینی برای ورود میزان آب رهاشده به تالاب نبوده است.

وی بیان کرد: اگرچه خشکسالی از عوامل تأثیرگذار خارج از اراده انسان بر روند خشکی تالاب‌ها بوده ولی نمی‌توان آن را عامل اصلی تلقی کرد، اگر دوره خشکسالی فارس را از دهه 40 مرور کنید ملاحظه خواهید کرد که در دهه 40 فارس دچار هفت سال خشکسالی پی‌درپی شده و در آن مقطع زمانی تالاب‌های استان خشک‌شده، ولی چرا تالاب‌ها دوباره به‌طور طبیعی احیا شدند، پاسخ روشن این است که در دو دهه 40 و 50 سطح زیرکشت اراضی محدود، بهره‌برداری از منابع آب در حوزه آبریز تالاب‌ها متعادل، و دشت‌های استان دچار بیلان منفی و فرونشست نشده بودند، منابع آب‌های زیرزمینی به‌عنوان منابع بالقوه باقی‌مانده بود.

بنابراین گزارش، درحالی‌که طرفداران محیط‌‌ ‌زیست توسعه ناپایدار، کشاورزی و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب در حوزه آبریز تالاب‌ها و خطر خشک‌شدن اکوسیستم‌های تالابی را هشدار می‌دادند و مدافعین تالاب‌ها در مظان برچسب‌های موانع توسعه قرار می‌گرفتند، متأسفانه در سطح ملی و استانی هیچ‌گاه به‌طورجدی به این هشدارها توجه نشد و همواره مدیران استان نگاه و تصمیم‌گیری بخشی را موردتوجه و عمل قرار داده و این نوع نگاه کمکی به احیا تالاب‌ها نکرده است.

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار