t_page
کد خبر: ۸۸۸۲
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۱:۲۴
محمدمهدی اسدزاده
در این جا شاه عنوان دیگری را به اسم »بیداری ایرانیان« باز میکند و میگوید: »باید گفت که ملت ایران در آستانه سقوط حتمی، به خود آمد و نسبت به خطر عظیمی که حیات کشور را تهدید میکرد، آگاهی و وقوف یافت. پس از آن که من کشور را ترک کردم، کشور سه روز دچار فتنه و آشوب بود. بخصوص در دو روز اول در تهران، هوادارن مصدق و تودهایها، تظاهرات وسیع و خشونتآمیزی ترتیب دادند. در روز سوم یعنی 28 مرداد کارگران و اصناف، دانشجویان، پیشهوران و صاحب مشاغل آزاد، سربازان و پاسبانان، همه زنان و مردان و حتی کودکان، با همتی بینظیر و شجاعتی وصفناپذیر به میدانها و خیابانها ریختند و به مقابله با تفنگها و مسلسلها و حتی تانکهای دیکتاتور غیرمسئول پرداختند و اوضاع را یک روزه دگرگون کردند... در آخر ماه مرداد 1332 حکومت اراذل و اوباش بر کوچه و خیابانهای شهر پایان گرفت و ایرانیان توانستند در صلح و صفا و امنیت به کار و زندگی خود بپردازند...«

کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!

28مرداد، سالروز کودتایی است آمریکایی که امروزه حتی دولت ایالات متحده آمریکا نیز منکر آن نیست و روسای آن کشور نه تنها آن را تایید میکنند و اظهار پشیمانی و درخواست بخشش از ملت ایران را ندارند بلکه تنها آن را عبرتی برای خود تلقی می نمایند. از این سو اما عدهای خوشخیال در کشور ما، با نادیده گرفتن این کودتا، آن را مربوط به دولتمردان سابق ایالات متحده می دانند و مردان امروز سیاست آمریکا را از آن دور میدانند.

فرمان کودتای 28 مرداد

از تمام این حرف ها گذشته، نکاتی عجیب در این باره وجود دارد که یکی از آنان مطلبی بود که در کتاب «پاسخ به تاریخ»که حاصل چندین ساعت گفتگوی محمدرضا شاه پهلوی، با خبرنگاری است که بعدها تحت عنوان کتابی که شاه نوشته است در اذهان مردم نقش بست. شاه در این کتاب، تمام حرکت های مردمی علیه خود را کودتایی خارجی می دانند.

کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!

محمدرضا شاه پهلوی در فصل سوم این کتاب تحت عنوان "برنامه هفت ساله/ مصدق و دوران عوامفریبی"مصدق را به کودتای نظامی علیه خودش متهم می کند.

او در مورد نهضت ملی چنین می نویسد: در این اوان ما به مذاکرات خود با شرکت نفت ایران و انگلیس ادامه می دادیم. هدف آن بود که عواید ما از محل نفت به طور قابل ملاحظه افزایش یابد دولت ساعد نتوانست این مهم را به انجام برساند. دولت علی منصور نیز توفیق نیافت. سرانجام سپهبد حاجیعلی رزم آرا رئیس ستاد ارتش مامور تشکیل کابینه شد. اما مذاکرات نفت به درازا کشید. من غالباً از خود سئوال کرده و می کنم که آیا از همین زمان توقف بهره برداری از منابع نفت جنوب که در زمان مصدق تحقق یافت، مورد نظر انگلیسی ها نبود؟ رزم آرا که یک نظامی قابل و باکفایت بود رد مقابله با تحریکات و بازی های پارلمانی از خود تدبیر لازم را نشان نداد و اشتباهات وی در همین زمینه بود که با تبلیغات جبهه ملی به دست مصدق بهانه های بسیار داد. این تشکیلات به اصطلاح ملی، پس از جنگ به دست مصدق بنیان نهاده شد، و مخصوصاً در اتخاذ رویه ضدخارجی راه افراط می رفت. از سال 1329 شعار ملی کردن نفت، به صورت شاه بیت اهداف سیاسی جبهه ملی درآمد. من با ملی کردن نفت موافق بودم. ولی راه و روش هایی را که مصدق برای نیل به آن توصیه می کرد، تایید نمی کردم. در این زمان جبهه ملی به ترتیب دادن تظاهرات خشونت آمیز بر ضد دولت پرداخت و کینه و نفرت نسبت به وی را در میان توده های مردم تشویق کرد. در روز 16 اسفند 1329 سپهبد رزم آرا به دست یک نفر از فداییان اسلام، هنگامی که برای شرکت در یک مراسم مذهبی به مسجد بزرگ شاه تهران آمده بود، به قتل رسید....

کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!

سپهبد حاجیعلی رزم آرا/ شهید طهماسبی از اعضای فداییان اسلام که رزم آرا را ترور کرد.

سئوالی که این جا مطرح می شود آن است که اگر شاه با ملی کردن صنعت نفت موافق بود، خب چرا از همان اول اعلام نکرد و آن را ملی ننمود تا از ریخته شدن این همه خون جلوگیری کند یا به قول خودش بهانه را از دست ملی گراهای طرفدار مصدق بگیرد؟ و سؤال دوم آن که اگر رزم آرا آدم باکفایتی بود چرا اشتباهات بسیتر داشت، و اگر اشتباهاتش منجر به مرگش شد پس دیگر گفتن آدم باکفایت چه معنا می تواند داشته باشد غیر از این که شاه نمی خواسته به اشتباهاتش اعتراف کند.

وی در قسمت دیگری از همین فصل با عنوان "مصدق و سیاست موازنه منفی" می نویسد: »هنگامی که در 8 اردیبهشت 1330 مصدق مأمور تشکیل کابینه شد، 73 سال داشت. وی یکی از ملاکین بزرگ ایران بود که سرانجام به آرزوی دیرین خود، یعنی قدرت مطلق می رسید. من که از قدرت طلبی وی اطلاع داشتم، به او توصیه کردم که در همه چیز شرط حزم و احتیاط را به جای آورد. به وی گفتم که دشمنان استقلال سیاسی و اقتصادی ما فراوان و مکارند و برای اجتناب از مخاطراتی که در پیش است باید با احتیاط و تدبیر پیش رفت. دو روز بعد از انتصاب مصدق به نخست وزیری مجلس شورای ملی لایحه اجرایی قانون ملی شدن نفت را تصویب کرد. من با این لایحه کاملاً موافق بودم و بلافاصله آن را تنفیذ کردم. اما عقیده داشتم که بر اساس آن باید با انگلیسی ها به مذاکره پرداخت. مصدق با این امر مخالف بود و عقیده داشت که از طرفی اقتصاد بریتانیا و جهان غرب بدون نفت ایران فلج خواهد شد و از طرف دیگر ایران قادر است که نفت خود را به بازارهای دنیا صادر کند...«

کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!

شاه در قسمت دیگری تحت عنوان "هرج و مرج داخلی و خطر مداخله خارجیان" می نویسد: »در تیرماه 1331 واضح شد که بیش از این نمی توان به مردی که کشور را به ورشکستگی می کشاند اعتماد کرد. از هنگام ملی شدن نفت تا آن زمان ما حتی موفق به فروش یک قطره نفت نشده بودیم. هیچ توافقی ممکن نبود، برنامه عمرانی هفت ساله به علت فقدان اعتبارات لازم متوقف شده بود و مملکت به سوی پرتگاه می رفت. مصدق که از آینده نامطمئن و پریشان خاطر بود، تحت تأثیر اطرافیانش از من خواست که وزارت جنگ را به وی تفویض کنم. من صراحتاً با این توقع مخالفت کردم و در نتیجه وی در تاریخ 27 تیر 1331 استعفا کرد و احمد قوام به نخست وزیری رسید... قوام السلطنه گرچه سیاستمداری مجرب بود، اما در آغاز مرتکب اشتباهاتی جبران ناپذیر شد و با ملی کردن نفت مخالفت ورزید. اشتباه فاحش قوام، تهران را به آشوب کشید. از بیست و هفتم تا سی ام تیر 1331 تظاهرات خشونت آمیزی در پایتخت صورت گرفت. من به ارتش دستور دادم که از تیراندازی به سوی مردم خودداری کند و سرانجام برای اجتناب از بروز جنگ داخلی بار دیگر مصدق را به نخست وزیری منصوب کردم و شرایطش را پذیرفتم

کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!

شاه در قسمت "از مصدق تا بازرگان" ادامه می دهد: "همه این مشقات و بحران اقتصادی، به این بهانه به ایران تحمیل شد که مصدق می خواست ایران را از سلطه نفوذ انگلیسی ها نجات دهد. نتیجه اعمال او این شد که انگلیسی ها تسلط خود را بر بازارهای نفت ایران همچنان حفظ کردند، حال آن که از این منابع دیگر حتی یک دینار عاید ایران نمی شد. نفت ما در انبارها باقی ماند و یا استخراج نشد ولی انگلیسی ها مشکلات خود و مشتریان خود را با افزایش خرید نفت به قیمت ارزانتر از عراق و به خصوص کویت حل کردند... باید اضافه کرد که دوستان انگلیسی مصدق هنگامی که احساس کردند که دیگر برای آنها مفید نیست و می توان بدون دخالت وی راه حلی برای مشکل نفت پیدا کرد، او را به حال خود رها کردند. در مرداد 1332، پس از حصول اطمینان از پشتیبانی ایالات متحده امریکا و انگلیس، که سرانجام سیاست مشترکی را آغاز کرده بودند و پس از بررسی اوضاع با کرملیت رزولت نماینده سازمان مرکزی اطلاعات ایالات متحد، بر آن شدم که برای یافتن راه حلی شخصاً وارد عمل شوم .در 25 مرداد 1332 سرهنگ نعمت ا... نصیری فرمانده گارد شاهنشاهی را مأمور کردم که فرمان برکناری مصدق را به وی ابلاغ کند و سپهبد فضل ا... زاهدی را که از دوستان پیشین مصدق مصدق و وزیر سابق دولت او بود به نخست وزیری برگزیدم. مصدق برخلاف نص صریح قانون اساسی ایران، به فرمان برکناری خود اعتنایی نکرد و به این هم اکتفا ننموده، به یک کودتای نظامی دست زد. مأمور انجام این توطئه کسی جز سرتیپ ریاحی رئیس ستاد ارتش نبود. کودتای نظامی مصدق با شکست مواجه شد. ولی شرکت در این توطئه خلاف قانون اساسی کشور، مانع آن نشد که ریاحی در زمان سلطنت مستبدانه من ثروتی عظیم از راه فعالیت های ساختمانی فراهم آورد و اکنون همین شخص وزیر جنگ بازرگان است. پس از ابلاغ فرمان برکناری مصدق، من که از طرح های سیاسی و جاه طلبی های او کاملاً با خبر بودم، تصمیم گرفتم که برای جلوگیری از هرگونه خونریزی کشور را ترک کنم و ایرانیان را در انتخاب راه آینده کشور آزاد بگذارم. این تصمیم بی مخاطره نبود، ولی با تعمق و تامل و سنجش نتایج، آن را اختیار کردم. پس از ترک ایران، ابتدا با هواپیمای دو موتوره شخصی خود به بغداد رفتم. سفیر ما در بغداد، حتی در مقام توقیف من برآمد! ولی من به زیارت عتبات عالیات شتافتم و سپس راهی رم شدم و در آن جا بود که از سرنوشت فلاکت بار سیاستمداری که ایران را به ورشکستگی و سقوط کشانده بود، آگاه شدم".

کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!

فرار شاه در 26 مرداد 32

در این جا شاه عنوان دیگری را به اسم »بیداری ایرانیان»باز می کند و می گوید: «باید گفت که ملت ایران در آستانه سقوط حتمی، به خود آمد و نسبت به خطر عظیمی که حیات کشور را تهدید می کرد، آگاهی و وقوف یافت. پس از آن که من کشور را ترک کردم، کشور سه روز دچار فتنه و آشوب بود. بخصوص در دو روز اول در تهران، هوادارن مصدق و توده ای ها، تظاهرات وسیع و خشونت آمیزی ترتیب دادند. در روز سوم یعنی 28 مرداد کارگران و اصناف، دانشجویان، پیشه وران و صاحب مشاغل آزاد، سربازان و پاسبانان، همه زنان و مردان و حتی کودکان، با همتی بی نظیر و شجاعتی وصف ناپذیر به میدان ها و خیابان ها ریختند و به مقابله با تفنگ ها و مسلسل ها و حتی تانک های دیکتاتور غیرمسئول پرداختند و اوضاع را یک روزه دگرگون کردند... در آخر ماه مرداد 1332 حکومت اراذل و اوباش بر کوچه و خیابان های شهر پایان گرفت و ایرانیان توانستند در صلح و صفا و امنیت به کار و زندگی خود بپردازند...«

کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!

حرکت اراذل و اوباش در 28 مرداد 32 به نفع شاه

کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!

سرلشکر زاهدی فرمانده کودتای 28 مرداد 32

داستان بسیار جالبی که شاه روایت می کند بسان یک فیلم سینمایی است. پیرمردی جاه طلب، (با کمک انگلیسی هایی که معلوم نیست بالاخره دوست اویند یا دشمنش، یا این که دوست یا دشمن جناب شاه) بی هیچ پشتوانه ای از راه می رسد، مردم را می فریبد و کشور را تا آستانه سقوط پیش می برد و شاه ناراحت، آنقدر خوب است که مردم کشورش را در انتخاب آزاد می گذارد. مردم وقتی این همه خوبی را از شاه می بینند به خیابان می آیند و نیروهای شر را از کشور بیرون می کنند تا جناب شاه برگردد و شاهی کند.

در این میان تنها یک جا نیروهای مذهبی، آن هم فقط فداییان اسلام، به کمک مصدق آمده اند. در ادامه توده ای های را می بینیم و از بقیه مردم خبری نیست.

براستی نهضت ملی این بود. اگر چنین بود که شاه واقعاً بی عرضه بود زیرا با داشتن تمام امکانات و حمایت مردمی می توانست براحتی مصدق را کنار بگذارد.

ما قضاوت را به خوانندگان عزیز وامی گذاریم.

اما ذکر چند نکته لازم می آید.

1-مضدق با تمام مخالفت هایی که از سوی نیروهای مذهبی اعم از آیت ا... کاشانی و فداییان اسلام و ...، نیروهای جبهه ملی مثل حسین مکی، دکتر حسین فاطمی، مهندس بازرگان و ... و حتی مارکسیست هایی که به نهضت پیوسته بودند همچون جلال آل احمد، پشت قرآن را امضا کرد که به سلطنت کاری ندارد. این در حالی بود که بسیاری از طرفداران او خواهان برقراری حکومت جمهوری بودند.

2-بسته شدن تمام کنسولگری های انگلیس توسط وزیر امورخارجه یعنی دکتر سید حسین فاطمی و اخراج مستشاران آن کشور

کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!

3-بسته شدن سفارتخانه رژیم غاصب صهیونیستی به دستور دکتر سید حسین فاطمی

کودتای نظامی مصدق علیه شاه!!!

4-طرح ملی شدن صنعت نفت که از سوی جریانات ملی و مذهبی داده می شد به خصوص اقدامات دکتر سید حسین فاطمی

5-عفو عمومی و بخشش قاتلین شهدای سی تیر 1331 توسط شخص مصدق که با مخالفت هوادارن مصدق روبرو شد و از همین زمان یکی یکی از او جدا شدند.

6-حرکات موزیانه اشرف پهلوی و دربار در ایجاد نابسمانی و هرج و مرج که به همین دلیل اشرف و عده ای دیگر از ایران اخراج شدند.

7-نکته بسیار جالب این بود که در هیچ سندی و کتابی غیر از این کتاب از کودتای مصدق علیه شاه سخن به میان نیامده است و تنها این شاه است که کودتای ننگین آمریکایی 28 مرداد را قیام مردمی و حرکت ضدکودتایی مصدق را کودتا جلوه می دهد. این روزها حتی ایالات متحده آمریکا نیز به صراحت از کودتای 28 مرداد برای برگرداندن شاه و دست داشتن ایالات متحده در آن سخن می گویند.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار