t_page
کد خبر: ۸۸۹۸
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۴
شاعر امشب: افسانه شاکری؛
اعتبار بودنم از اعتبار نام توست نامه ای بی اعتبارم باید امضایم کنی

شاعر از زبان خودش: افسانه شاکری متولد 25/5/64 هستم. از هفده سالگی نوشتن را با رمان نویسی شروع و بعد کار سپید و کلاسیک را دنبال کردم و اکنون به ترانه نویسی مشغولم.
یک زن

من زلیخا میشوم ای کاش رسوایم کنی
یوسف گمگشته ام تا حلقه در پایم کنی

حاضرم مصلوب باشم در کلیسای دلت
اعتراف یک گناهم تا که افشایم کنی

اعتبار بودنم از اعتبار نام توست
نامه ای بی اعتبارم باید امضایم کنی

مثل سیبی ازبهشت چشم هایت راندی ام
میروی تا مثل آدم مست حوایم کنی

نقطه ای کورم میان حجم گنگ دست تو
میشود با هرم عشقت باز احیایم کنی؟

من صدایت میکنم یک روح سرکش نیستم
با غرورت میتوانی سخت تنهایم کنی

***
یک زن
میان آینه بغض کرده
تمام هیبتِ مردانه اش را
آنجا که زنانگی اش
قربانیِ
بازیهای کودکی اش میشود
و تمام نازهایش نیازی میشود
 به نام صبر
سکوت، بغض، نفرت
به انهدام کشانده
هاله های خاکستریِ  گذشته را
دانه دانه جمع میکند
مرواریدهای دریای سیاهش را
و پنهان میکند میانِ
دستمالِ یادگاریِ مادرش


نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
باران
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۱۸ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۱
0
0
عالی عزیزم
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار