t_page
کد خبر: ۸۹۱۲
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۵
محمود کوزه گری؛
کمربه رسواییم بسته ای آب رو داری کن همراهم باش نه سربار!
حسن1! گفت: حاضرم، حج رفته ام را با حج نرفته کاوه طاق بزنم،و یک عمره نیز، سر بدهم!
چرا؟
چون حج، حاجی شدن نیست؟  حج تولد است!
 گپ و گفتی داشتیم که تولد است، یا رسوایی!
حسن، گفت: بگذار! نقلی بگوییم! زمانی به هر تیپ نظامی دو سهمیه حج واجب اولویت می دادند، البته با پرداخت مبلغ، بیست و پنج هزار تومان، پول زیادی بود، و من دوستی داشتم بنام حسن کاوه2! بچه فسا بود! قرعه بنامش افتاد! اما! ...
در خط فاو نشسته بودم، گفتم: چرخی زدم، اوضاع را رصد نمایم.
سری هم به کاوه زدم! نیمه شب بود و حسن به نماز ایستاده بود.
گفتم: کاوه! من رفتم خواستی دستی برایم به دعا بردار، و یا در قنوت و نیازت به خیل چهل شدگان اضاف کن.
شب دوم نیز قصد کردم کاوه را ببینم.
ناگهان، یکی از بچه های کاوه، بر سر زنان فریاد می کشید حاج حسن را زدند، کشتند؟
او را گرفتم تکانی دادم تا هوشیار باشد!
نگاه در نگاهم دوخت، دریافتم که آگاه است!
گفتم: برو بگو تماس بگیریند تا آمبولانس بیاید.
سریع به بالای سرش رسیدم، وضعیت را که دیدم، با بچه ها کمک کردیم، کاوه را بالا بکشیم. وضعیت بدی داشت. تمامی احشام شکمش بیرون ریخته و صحنه دلخراشی بود. بر روی سینه خم شدم تا کاوه را بلند کنیم که! پایم، شروع به لرزیدن کرد!
ضربه ای به زانویم زدم: بی انصاف نترس، چرا؟ کمر به رسواییم بسته ای، آبرو داری کن، همراهم باش نه سربار!
کاوه را سوار کردیم اما!...
در دوازدهم، اردیبهشت شصت و پنج، قبل از حجاج،حاجی شد و به ملکوت پیوست، و فیش حج دنیا را به بهایش فروخت. 3
و فیش حسن کاوه را به منصور تازه (جمشیدی) سپردند، و منصور پس از حج و در پایان جنگ در اروند به دست اشرار به شهادت رسید.
و اما حاج حسن ملک زاده در سال نود به حج مشرف شد. عمره ای نیز، به قصد کاوه انجام داد، ولی هرگاه حاجی خطابش می کنیم، پاسخ این است: "حاضرم، حجِ رفته ام را با حج نرفته کاوه طاق بزنم، و یک عمره را سر بدهم. حال معلوم است حج، حج است..."
--------------------------------------
پی نوشت:
1-جانباز حسن ملک زاده
2-شهید محمدحسن کاوه(متولد فسا، در عملیات والفجر8 در منطقه اروندرود به شهادت رسید)
3-روز شهادت شهید روز 24 بهمن 1364 در تقویم شهادت آمده است.

نام:
ایمیل:
* نظر: