t_page
کد خبر: ۹۰۸۴
تاریخ انتشار: ۰۳ آبان ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۱
محمدحسین برزویی؛
وقتی دیوارهای زندان دنیا و آرزوها و شهوات دنیوی، از روح و روان وجود انسان دور و تخریب گردید و آنگاه سلیمان دل خود را بنده ی مسکین و محتاج خدا می داند و طغیان و گناه نمی کند!

حافظ:

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت

رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم!

سه انسان بزرگمنش بودند؛ روستائی بلندهمت و عالیمشرب، صمیمی و با صداقت، عاشق طبیعت و سرزمینهای دور و شگفتانگیز! زیرک و عاقل و دانشمند؛ جهان آفرینش و پدیدههای جهان را دوست میداشتند، چرا که: خالق جهان، ”معشوق ازل" را دوست میداشتند؛

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست

در یک بامداد بهاری؛ همپیمان شدند، که: به قصد دیدن ”بام جهان" در سرزمینهای دور به گردشگری بروند! به تجهیزات مورد نیاز روز مجهز شدند و حرکت کردند؛ روزها از دشت و کوه و بیابان عبور میکردند و شبها در چادرشب بیتوته مینمودند؛ و در عالم خواب، خیال بام جهان میدیدند! تا اینکه در مرز یکی از کشورها، به جرم جاسوسی، به دام افتادند و زندانی شدند؛ اما روح آزاد این انسانهای بزرگ، تحمل درد و رنج زندان را نداشت، و یک روز، نقشهی فرار در سر پرورانیدند و مصمم شدند، زمین زندان را سوراخ کنند و از زندان فرار نمایند!!

بشنوید از مولوی این داستان

همت و این نقشهی زندانیان

بد محالی جست، کو دنیا بجست

نیک حالی جست کو عقبی بجست

مکرها در کسب دنیا بارد است

مکرها در ترک دنیا وارد است

دنیا، سرزمین سراب است، آنکه از دریچهی تخیلات و اوهام و شهوات و آرزوها یعنی: (تکثرگرایی – ثروتهای نجومی – ریاستطلبی – آرزوهایی دستنایافتنی و ...) به دنیا نگاه کرد چرهاندیشی در کسب امکانات دنیوی کاری دلسرد کننده است زیرا عمر دنیا کوتاه و خواستههای نفسانی فراوان است. پس هم هویت شدن و جذب جاذبههای دنیوی شدن، کاری عبس است و بهتر است، اندیشهی ما در ترک دنیا باشد، چرا که آرامش و حال خوب در زندگی آخرت است!

مکر آن باشد که زندان حفره کرد

آن که حفره بست، آن مکریست سرد!

این جهان زندان و ما زندانیان

حفره کن و خود را وارهان

خواستههای بیارزش دنیوی، دیوارها و دژهای زندان روح و روان آدمی را محکم و بلند میکنند.

هر تدبیر و اندیشهای که ما را به جلوههای دنیا (خوردن – خوابیدن - شهوات – کششهای نفسانی و زیادهطلبی آرزوها و ... ) نزدیک و نزدیکتر کند، دیوارهای بدبینی – خشونتطلبی – حس برتریجویی و رقابتهای های ناسالم و ...) روح لطیف و اندیشهی آسمانی ما را بیشتر زندانی میکند، پس باید از دل خواستههای دنیوی حفره و تونل ایجاد نمود و روح ملکوتی خود را در آسمان دانایی و حکمت پرواز داد!

*چیست دنیا؟ از خدا غافل بُدن

نی قماشی و نقره و میزان و زن

دنیا چیست؟ یعنی: گرایش و هم هویت شدن با تجملات دنیوی و دور شدن از خدا، و فراموش کردن نماز – روزه – ذکر خدا – تفکر در قرآن و کمک به مستمندان و ...

اما در عرض ایمان به خدا و عبودیت و بندگی او، (که: آزادی مطلق از قیود تجملات و مادهپرستی است.)

حافظ از جور تو هاشا که بگرداند روی

من از آن روز که در بند توام آزادم!!

اگر انسان در کسب مال حلال و لوازم زندگی و معاش زن و فرزند و ... کوشا باشد این خود جهاد و عبادت است!

اَلکادُ لِعَیالِهِ کَالمجاهِدُ فی سبیلا...

مال را کز بهر دین باشی حمول

نعم مال صالح خواندش رسول

ثروتی که: در احیاء ارزشهای دینی بکار میرود بقول پیامبر اکرم(ص) : چه ثروت درست و خوب و با برکتی است.

آب، نباید در کشتی وارد شود چرا که: کشتی غرق میشود، آنگاه که؛ کشتی بر آب سواراست آب پشتیبان کشتی است! و آن را به ساحل نجات (رستگاری) میرساند!

چون که مال و ملک را از دل براند

زان سلیمان خویش جز مسکین نخواند!

وقتی دیوارهای زندان دنیا و آرزوها و شهوات دنیوی، از روح و روان وجود انسان دور و تخریب گردید و آنگاه سلیمان دل خود را بندهی مسکین و محتاج خدا میداند و طغیان و گناه نمیکند!

راه سعادت دنیا و آخرت را در عدم وابستگی به تجملات دنیوی میداند.

در پایان کلام شیوای حافظ خوش کلام:

بر در شاهی گدایی نکتهای در کار کرد

گفت: بر هر خوان که نبستم خدا رزاق بود!

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار