t_page
کد خبر: ۹۲۴۲
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۶ - ۲۳:۴۷
بگذاريد محيط هاي علمي و آموزشي، پاک و سالم و عقاب پرور و شير شرزه و چمران و احمدی روشن و آويني و همت و زين الدين ساز و نخبه گرا بماند لطفاً.
عصر فارس/ دکتر مجتبی اشرافی؛ در کشوري که حق الزحمه تدريس استاد دانشگاهش در يک ساعت، از قيمت يک کيلو تخم مرغ، کم ارزش تر است، برای بومي سازي علوم انساني و این رنسانس به ظاهر علمی، برده داری نوین امّا این بار در عرصه ی علم را اختراع کرده است.

حججی  های علمی توسط داعشی های فکری-خودی در این وانفسای هجوم نرم دشمن، در سکوت و جمود و خمودگی محافل علمی و دانشگاه های ما سربریده می شوند و کسی به فکرشان نیست. در تأیید مظلومیت شهید حججی های عرصه ی علم و اندیشه، همین بس که حتی مراسم ختم و چهلم هم ندارند.

و این یک اعلام خطر است که دیر یا زود دودش به چشم ملت خواهد رفت و افسوس و افسونش تا سال ها دامن مسئولان علمی ایران را خواهد گرفت.

در ساختاري که هيأت علمي شدن در دانشگاه، ژن خوب مي خواهد و رانت قوی. حق التدريسي و تدريس ساعتي براي مدارج عالي و تحصيل کرده ها، رؤيايي شيرين و ارزان است و يدک کشيدن لقب استادي در اين وانفساي بيکاري و بي شغلي، خودش يک نوع سرکار بودن است.

در این برزخ، مدتي است ترافيک تحصيل کرده هاي جوان آن قدر زياد شده که مسئولين ژن خوب هم متوجه اين نیاز شده و يا تُفيلي هايشان را به اين کرسي مفتخر مي فرمايند و يا اينکه کرسي هاي حق التدريسي را به مزايده گذاشته اند، آن هم با قيمتي کمتر براي برنده مزايده، که مفتخر به برده علمي شود.

به مدد دانشگاه دولتی و پیام نور و آزاد اسلامی و علمی کاربردی و غیر انتفاعی و اوقافی و غیره و غیره، از کارخانه سوسيس و کالباس گرفته تا رئيس جمهور محبوب و نسبتاً محجوب سابق و هر کسي که خواسته است از اين سفره برده پروری، سهمي شاهانه بردارد، همه صاحب دانشگاه شده اند و يا فاميلي و خانوادگي دانشگاهشان را اداره کرده اند و يا چرخ دانششان را اساتيد حق التدريسي مي چرخانده اند.

البته متأسفانه دانشگاه خصوصي طبق آن تعريفي که در صنعت توليد علم وجود دارد با آن نوعي که در مملکت ما و با بودجه ي بيت المال ولي توسط يک خانواده و داماد و دايي و خاله و شوهر خاله اداره مي شود، بسيار متفاوت است.

در جايي که بايستي تخصص و تعهد هم پاي هم باشند و تعهد از تخصص پيشي مي گيرد و در نهايت تعهد به بردگي تبديل شده و داشتن ژن خوب اولويت استخدام در دستگاه سياسي و به تبع آن علمي مي شود، بايد هم شاهد باشيم که استاد دانشگاه اين مملکت 20 سال گذشته است و با مدرک دکتری یک شبه اش، حتي يک مقاله و يادداشت هم ننوشته است و آن چه هم که به اسمش ثبت شده يا دانشجويش نوشته و استاد حضش را برده و يا از بازار انقلاب خريده است.

 این چه رسم قانونیِ ناثواب و ناشایستی است که دانشجو مقاله بنویسد به اسم استادش تا بتواند مدرک فوق لیسانس و دکتری بگیرد؟!!!

 اولويت توسعه و موتور حرکت و شريان حياتي هر جامعه اي، طبقه ي دانشجو و طيف دانشگاهي و آگاه و تحصيل کرده اش است و متأسفانه اين وضعيتي که اکنون بر جامعه ی علمی ایران حاکم است، با هيچ يک از معيارها و استانداردهاي توسعه و الگوهاي پيشرفت يک مملکت اسلامی هم خواني ندارد و اميدوارم که اين وضعيت پيش آمده براي علم و عالم در اين مملکت، از روي جهالت متوليان علمی باشد و نه نتيجه ي يک پروسه ي از پيش تعريف شده ی داعش فکری و نفوذی و جنگ نرمی، براي نخبه کشي و نخبه سوزي و شهید کردن حججی های علمی و زمين زدن نظام و حاکميتي مقدس، که وقتی اسلحه کلاش و آر پی جی بود، بهترين جوانانش، براي حفظ و سرپانگهداشتنش، جان در طبق اخلاص گذاشتند و الان هم که اسلحه، قلم است، حججی های زیادی جواني داده اند تا اين طفل نوپا به سن 39 سالگي برسد.

به دوستان متولي و اثرگذاران داعيه دار تملک سيستم و صاحب منصب در ساختار علمي کشور توصيه مي کنم، پاي خود را از روي خون شهید حججی های علمی برداريد. اين سرهای بریده و شهدای علمی حرمت دارند و حرارتشان، وجودتان را به آتش خواهد کشيد. اين عرصه، جايگاه سيمرغ است و لااقل اين يک مورد را از خاله زاده  ها و نوه ها و موروثي کردن و حق آب و گل داشتن مبرا کنيد لطفاً.

ازسوء استفاده از دین و ظواهر دینی بپرهیزید و ام المشاغلی خود را کناربگذارید و بگذارید جوانان تحصیل کرده در این دیار و در این وانفسای بی مهری و برزخ بیکاری، فرصت تنفسی بیابند. يقين بدانيد که نمي دانيد، شهدا ناظر بر اعمال شما هستند و خونشان دامنتان را خواهد گرفت و اي کاش به آنچه که مدام لق لقه ی زبانتان است و نفاقتان را با آن رفو مي کنيد، ذره اي ايمان داشتيد و وجدانی براي ديدن.

زر و زور و دلارهاي نفتي و اتومبيل هشت ميلياردي و رياست و کياست و آقايي مادي و مالي ارزاني خودتان و آقازاده هايتان و هر آن کس و هرآن چيزي که ژن هاي شما را در کاسه اش دارد. امّا، لطفاً و لطفاً، محيط علمي را با شوره زار داعش فکری و اغلب مسمومتان، آلوده به سلفه پروري و طوطي مسلکي و نخبه کشي و نخبه سوزي و جاهل سازي نکنيد.

بگذاريد محيط هاي علمي و آموزشي، پاک و سالم و عقاب پرور و شير شرزه و چمران و احمدی روشن و آويني و همت و زين الدين ساز و نخبه گرا بماند لطفاً.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار