t_page
کد خبر: ۹۴۹۸
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۴
دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را !؟
اعداد و ارقام کالاهای اساسی که با بالا رفتنشان ،‌فشارها را نیز از مردم بالا برده است.
محمود نوذری/ عصر فارس؛ اعداد و ارقام  کالاهای اساسی  که با بالا رفتنشان،‌ فشارها را نیز از  مردم  بالا برده است.
از گوشت قرمز و خشکبار و مواد غذایی گرفته تا لبنیات و پوشاک و کالاهای خدماتی! یک روز تخم مرغ است و روز دیگر مادر تخم مرغ! یک روز نفت ۱۵۰ دلاری روز دیگر بسته ی صد روزه!  
کاری به این جناح و آن جناح یا آن دولت و این دولت هم ندارد، سایه ی گرم و سوزان گرانی های پی در پی که هفت هشت سالی است، فشارش لحظه به لحظه بر سبد اقتصادی خانواده ها بیشتر و بیشتر شده است.
آمار و ارقام تلویزیون، همیشه از کاهش تورم می گویند و به" قول معروف همیشه حق با مشتری است". اما سوال اینجاست بقال،‌ قصاب و بزاز بازار چرا حرف ما را باور نمی کنند؟ کدام را باور کنند دم خروس؟ یا قسم حضرت عباس؟ چرا فریاد اعتراضات زیاد مردم در پشت ناله های ضعیف عده ایی آشوبگر در حال فراموشی است؟
به دلار پنج هزار تومانی، تعطیلی کارخانه ها و خانه نشینی کارگرهای فصل و بی فصل و فرهنگ کشور بی حصار را در اختیار دشمن گذاشته ایم هم که کار نداشته باشیم، اما فشار خشکسالی و کم بارانی که  قابل گذشتن نیست.
خیلی شهرها مثل خشت ۲۰ هزار نفری (از توابع کازرون فارس) جمعیت و وسعتشان اندازه یک  خیابان شیراز و تهران و شهر های بزرگ نیست، اما زور بازو و علم هر نفرشان صدها استان بزرگ را  مدیریت می کند،‌ اما این مدیریت ها ابزار و حمایت می خواهد.
اقتصاد هزاران شهر کوچک مثل خشت که تک محصولی خرما دارن این روز ها هم  مورد فراموشی  رحمت الهی قرار گرفته و هم بی مهری و تدبیر مسولین!
چرا به  تنها خواسته دیرینه این مردم  که یک سد مخزنی و طرح های آبخیز داری است توجه نمی کنند.
وقتی از کشاورزی سوال می شود چه می خواهید پدر جان؟ می گوید  به مسولان بگوئید ما نان داریم ما شغل داریم ما همه چیز داریم اما آب نداریم! سد می خواهیم که اگر ساخته نشود، دیگر جان هم نداریم!
صادق فلاحی بخشدار خشت می گوید در این بخس بیش از یک و نیم میلیون اصله نخل (در اصطلاح محلی واحد شمارش نخل اصله است) وجود دارد که در چهار سال گذشته، رشد چهارصد درصدی ساخت سردخانه و صنایع بسته بندی رطب و خرما را در این منطقه داشته ایم.
اما همین سردخانه داران هم با توجه به افت کمّی محصول، حال روز خوشی ندارند.
در کنار این شرایط حال روز کارگران روز مزد از همه بدتر است، با هزار امید هر روز صبح در سر چهار راه ها  می ایستند تا باغ دار یا نخل داری آن ها را به سر کار ببرند، اما کدام کار؟ می گویند نخل ها رو به خشکی و نابودی است،‌ و ما هم همچنین!  
کارگری دیگر می گوید به شهرهای بزرگ رفتم برای کار،‌ از گفتن تمسخر آمیز " لفظ دهاتی بهمان" که جوابم این بود اگر منِ دهاتی کشاورزی نکنیم شما هم از گرسنگی خواهید مُرد که بگذریم، در آخر می گوید کدام کار؟ سیگار فروشی یا واکس سر چهار راه ها که بهترین شان است.   
نخیلات خشت، مرکبات چنارشاهیجان و نودان، صیفی جات بالاده و کنارتخته و صنایع کازرون که هر کدامشان رزق میلیون ها تهرانی و شیرازی و اصفهانی و خارجی را تامین می کنند در حال نابودی و تبدیل این افراد توانا به زاغه نشینان بی مقدار است . چرا؟
آیا هنوز کارد به استخوان نرسیده؟
در کنار خدمات دولت و دولت ها و دستاودهای این انقلاب و گام های استوار  ملت، که از نگاه دوست و دشمن پنهان نمی ماند،‌ اما دردِ با دستِ خالی رفتن به خانه و دیدن چشم های ناامید  پدر، با این نوش داروها التیام نمی یابد.
چرا در شهرهای کوچک و بزرگمان که هر روز بوی عطر شهدا می آید باید در مقابلشان شرمنده باشیم؟
 هنوز هم دیر نشده...‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار