t_page
کد خبر: ۹۵۴۴
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۰:۱۵
شاهین شکوهی
دانشجویان پس از اتمام تحصیل نیز همچنان دلهره اشتغال را دارند و امکان شاغل شدن آنها اگر ناممکن نباشد، دست کم بسیار سخت است. هرچند جوانانی که تحصیلات آکادمیک ندارند، نیز این دلهره را تجربه می کنند.

به گزارش شاهین شکوهی/ خبرنگار عصر فارس؛ بیکاری روزافزون تحصیلکرده‌ها چالشی است که سال های اخیر گریبانگیر جامعه ما شده‌است، چالشی که یکی از پیامدهایش به خطر افتادن سلامت روان افراد تحصیلکرده و بالارفتن میزان خودکشی در میان آن‌هاست.
امید به یافتن کار و شاغل شدن پس از پایان دوره دانشجویی، از همان روزهای شروع تحصیل آکادمیک در بین جوانان بسیار پایین است. این فقدان امید تاثیر قابل توجهی بر سبک زندگی جوانان داشته است و موجب شده که برخی از آنها برای فرار از واقعیت موجود، راه‌های مختلفی را پیش بگیرند. امتحان کردن دود و دم مواد مخدر و روانگردان یکی از این راه هاست که برخی از دانشجویان به انجام آن مبادرت می‌کنند؛ به طوری که ۱۴.۸ درصد از مصرف کنندگان ماده روانگردان گل در ایران را همین قشر دانشجو تشکیل می‌دهند. در سال‌های اخیر گرایش به مصرف سیگار، قلیان و گل در میان دختران نیز افزایش پیدا کرده است و سن شروع به مصرف ماده مخدر در میان این قشر به کمتر از 30 سال رسیده است.
دانشجویان پس از اتمام تحصیل نیز همچنان دلهره اشتغال را دارند و امکان شاغل شدن آنها اگر ناممکن نباشد، دست کم بسیار سخت است. هرچند جوانانی که تحصیلات آکادمیک ندارند، نیز این دلهره را تجربه می کنند. جوان به دنبال تثبیت هویت متمایز خود در اجتماع است و شاغل بودن است که هویت فرد در جامعه را تامین و سلامت روان او را تضمین می‌کند، اما زمانی که امکان بروز استعدادها و تمایزهای فردی که در شغل متجلی می شود، مهیا نباشد زمینه مساعدی برای کجروی از هنجارهای تثبیت شده جامعه ایجاد می‌شود.
در چنین شرایطی جوان ممکن است؛ برای نشان دادن هویت متمایز خود دست به دامان مد شود و یا برای کسب درآمد اقتصادی عضو گروه‌های کجرو و بزهکارانه شود و یا اینکه برای تسلی بخشیدن به روان خود و دور شدن از واقعیت به مصرف مواد مخدر روی بیاورد. به طوری که مطابق آمارها 33.10 درصد مصرف کنندگان گل بیکار هستند؛همچنین 70 درصد زندانیان و مجرمان کشور افراد زیر 40 سال هستند و هرم تحصیلی مجرمان هم در جامعه افزایش پیدا کرده است.
خودکشی رو به رشد در میان قشر تحصیلکرده را هم می توان یکی از تبعات بی اشتغالی جوانان تحصیلکرده دانست چرا که گروه های تحصیلکرده با توجه به اگاهی بیشتری که در آن ها شکل گرفته است حساسیت بیشتری به محیط اطرافشان دارند اما چون از امکان تحقق دانسته ها و خواسته هایشان در محیط واقعی برخوردار نیستند به دام افسردگی و انزوا کشیده شده و امکان مبادرت ورزیدن به خودکشی در آن ها تشدید می شود.
طبق اعلام اخیر رئیس مرکز آمار ایران،تعداد بیکاران مطلق کشور به ۳ میلیون و ۲۲۶ هزار نفر رسیده است و حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر از این تعداد را جمعیت فارغ التحصیل یا دانشجوی کشور بیکار تشکیل می دهند.در این باره،‌ امان‌اله قرایی مقدم،جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به اینکه 28درصد قشر تحصیلکرده بیکار است و بیکاری رابطه مستقیمی با خودکشی دارد؛ گفت: قشر تحصیلکرده اوضاع و احوال اجتماعی را روشن تر می بیند؛سرخورده شده و نسبت به اینده نگران است بنابراین خودکشی در بین این قشر افزایش پیدا می کند. جوان امروز به اینده ناامید است و داشتن مسکن و ازدواج کردن را بعید می داند و بیکاری هم برای او مشکل بزرگی است.
وی با بیان اینکه خودکشی وقتی صورت می گیرد که فرد از زندگی و جامعه ببرد؛ افزود: جوان تحصیلکرده دوست دارد حالا که درس خوانده به جایی برسد ولی همه آرزوهای خود را بر باد رفته می بیند و وقتی می شنود 23 نفر تحصیلکرده لیسانس و فوق لیسانس را در خرم آباد جارو کش کرده اند نا امید می شود در نتیجه نخ های ارتباطی او با جامعه بریده شده و به سمت خودکشی می رود.
قرایی مقدم گفت: وقتی آنومی در جامعه پیش بیاد و فرهنگ و ارزش ها فرو بریزد و امید به آینده قطع شود، فرد به سوی خود کشی می رود و جامعه کنونی هم دچار آنومی است خودکشی پدیده ذاتی و ارثی نیست بلکه پدیده ای اجتماعی است.جامعه الان بیمار است و یاس و نا امیدی بر آن حاکم است. بنابراین معلوم است که خودکشی بالاتر می رود؛ چون برای جوان چیزی نگذاشته اند که دلبستگی به جامعه را در او افزایش دهد.
وی با تاکید بر اینکه خودکشی طبقاتی است و هنگام بحران اقتصادی بالا می رود؛گفت: درک یک تحصیلکرده از یک بی سواد هم سن خود بالاتر است و دیدگاهی خاص دارد؛ لذا آینده را بر انداز می کند و به آن حساس تر است در حالی که فردی که درس نخوانده از کنار مسائل می گذرد. جوان چندین سال تحصیل کرده و توقع دارد اما الان بیکار است و با خود میگوید این زندگی دیگر ارزشی ندارد و به سمت خودکشی می رود.
طبق اعلام انجمن علمی پیشگیری از خودکشی، بیکاری احتمال وقوع خودکشی را دو برابر می کند؛ فهمیه قبیتی(روان شناس اجتماعی) در این باره به خبرنگار ایلنا گفت: خودکشی و تصمیم به خودکشی به یکباره در ذهن فرد بوجود نمی آید بلکه حاصل وجود احساسات عمیق و مدت دار از افسردگی و نا امیدی از تغییر و آینده است.

وی با تاکید بر اینکه احساس پوچی و هدر رفتن زحمت ها فرد را به سوی افسردگی سوق می دهد؛ عنوان کرد: شغل و کسب درآمد از جمله متغیرهایی است که در رضایت از زندگی و احساس خوشبختی نقش اساسی دارند و عدم وجود این متغیر به بروز احساس ناامیدی و بدبختی نقش موثر دارد. سرخوردگی و نداشتن پاداش از زحمات تحصیل و عدم به واقعیت منجر شدن آرزوها و برنامه های شخص این روند را تسریع می کند.

قبیتی ادامه داد: هدف از تحصیل رسیدن به آرزوها و داشتن آینده ای بهتر و کسب منزلت اجتماعی است و وقتی فرد با طی کردن مدارج تحصیلی به قابلیتها و استعدادهای خود پی میبرد انتظار دارد که پس از اتمام تحصیلات راحت تر به شغل که پیامد آن کسب درآمد و منزلت اجتماعی است دست یابد ولی وقتی موفق به یافتن شغل نمیشود افسرده و سرخورده میشود. این افسردگی هر چه بیشتر و عمیق تر باشد و البته فرد از راههای تغییر هم به صورت مکرر نا امید شود احتمال خودکشی در وی تشدید می شود.
این روان شناس اجتماعی گفت: افراد تحصیل کرده بیکار و افراد بیکار بی سواد به یک مدل افسرده نمیشوند. افسردگی تحصیل کرده ها به دلیل انتظاری که خودشان از خود و خانواده و جامعه هم از آن ها دارد؛ عمیقتر و آسیب زننده تر است. شدت افسردگی در دخترها به دلیل انتظار کمتر جامعه از آن ها، نفر دوم بودن برای تامین اقتصادی خانواده و نداشتن مسئولیت اداره خانواده کمتر است.
گفتنی است بیش از یک میلیون و هشتصد هزار نفر از جمعیت 15 تا 29 سال در سه ماهه نخست سال جاری درگیر بیکاری بوده اند. حال اینکه باید درنظر گرفت که دانشگاه های ایران سالانه 800 هزار فارغ التحصیل تحویل جامعه می دهند و نرخ بیکاری افراد تحصیلکرده بیشتر از افراد عادی است و در سال جاری از 35 درصد هم گذشته است.
بیکاري به عنوان مهم ترین عامل افزایش روحیه انزوا، افسردگی و در نهایت خودکشی شناخته شده است. برخی پژوهشگران نیز عنوان کرده اند که عوامل اقتصادي به ویژه بیکاري تأثیر قابل توجهی در اقدام به خودکشی در استان هاي کشور دارد چرا که بیکاری سبب فقر و نابرابری درامدی می شود. همچنین طبقه یافته های علمی آنان اگر بیکاری به میزان 1 درصد افزایش پیدا کند میزان اقدام به خودکشی نیز به تبع حدود4 درصد افزایش می یابد.*
در این باره مجید صفاری نیا(عضو انجمن روان شناسی اجتماعی ایران) با اشاره به اینکه 90 درصد افرادی که اقدام به خودکشی میکنند افسرده هستند؛گفت: بیکاری میتواند منتهی به افسردگی شود و همراه با فقر و ده ها عامل دیگر افراد را دچار اسیب دیدگی اجتماعی کند.
وی افزود: افسردگی میتواند با درماندگی، احساس ناکامی،بی تفاوتی و پایین امدن نوع دوستی جامعه همراه باشد و وقتی این فضا ایجاد شود ممکن است عده ای خشم را درونی کرده و خودکشی کنند ولی در جامعه مرسوم است که افراد خشم را بیرونی میکنند و به صورت خاش و نزاع نشان دهند.
صفاری نیا با تاکید بر اینکه خودکشی میتواند در نهایت متاثر از بیکاری باشد و بیکاری علت العلل خودشکی است؛ عنوان کرد:بیکاری یک مولفه مهم سلامت اجتماعی است و میتواند اختلالات روانی مثل افسردگی و نا امیدی ایجاد کند و در این صورت، افراد ممکن است به مصرف مواد مخدر و یا خودکشی گرایش پیدا کنند.
وی با بیان اینکه بیکاری در افراد تحصیل کرده تایر بیشتری دارد،افزود: تحصیلکرده ها معمولا خیلی افراد با مهارتی نیستند چرا که اگر فردی دیپلم دارد و در فضای اجتماعی مشغول به کار شده است مهارت های حرفه ای را کسب کرده است.
صفاری نیا عنوان کرد: بیکاری میتواند ناامیدی بیشتری در بین افراد تحصیلکرده ایجاد کند به خاطر اینکه این افراد تحصیلکرده هستند و حاضر هم نیستند تن به هرکاری بدهند یعنی به دنبال این هستند که متناسب با تحصیل خود کار پیدا کنند ولی در فضای اجتماعی،کاری نیست و اینگونه مشکلاتشان بیشتر هم خواهد بود.
وی اظهار کرد: به نظر میرسد تاثیرات بیکاری بر جنسیت مرد بیشتر باشد چون از زنان جامعه انتظار زیادی نداریم که بعد از فارغ التحصیل شدن حتما سر کار بروند اما انتظار خانواده ها مثلا از پسر25 ساله خود این نیست که اگر مدرکی دارد و سربازی هم رفته در خانه بیکار بماند. بنابر این میزان حمایتی که خانواده از دختر بیکار خود میکند بیشتر از میزان حمایتی است که از پسر بیکار خود دارد و پسر اگر کار نداشته باشد ممکن است بی عرضه خوانده شود.
حمید پورشریفی(عضو هیئت مدیره انجمن روانشناسی ایران) هم با تاکید بر اینکه که بیکاری بر فرد آثار روانشناختی جدی فرد دارد؛ گفت: زمانی که فرد امکان تامین معاش خود را نداشته باشد کل وضعیت فرد تحت تاثیر قرار می گیرد و باعث می شود فرد در ایفای نقش های خود دچار مشکل جدی شود و چنین امری تلخی ها و دردهایی را نصیب فرد می کند.

وی با اشاره به اینکه بیکاری تنها یک عامل خطر است؛ افزود: بیکاری می میاتواند به عنوان یک عامل خطر برای برخی اسیب های روانی باشد که هرچه بیشتر حضور داشته باشند احتمال بروز مشکل روانی اجتماعی بیشتر می شود.

پورشریفی گفت: بیکاری اگر با اسیب های روانی دیگری مثل تجربه افسردگی، تاب اوردی کم و مهارت کمتر برای مقابله با استرس ها همراه باشد احتمال این که فکر اسیب به خود در فرد شکل بگیر؛ بیشتر می شود.

وی افزود: بیکاری یک فشار روانی است و به تنهایی موجب هیچ مشکل روانی دیگری نمی شود اما اگر افراد، دیگر عوال خطر را داشته باشند؛ بیکاری به عنوان یک عامل فشار زا می تواند احتمال بروز افسردگی و خودکشی را افزایش دهد.

*مکیان، سید نظام الدین؛ لطفی،عزت اله (1394)."علل اقتصادی خودکشی(مطالعه موردی اقتصاد ایران)". مجله علمی پژوهشی سیاستگذاری اقتصادی.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار