موج آبی تاریخی / مرجایی: کنگره دموکرات ماشین جنگ را کُند میکند / فرزندان معنوی سندرز با تکیه بر معیشت بر دیوار نژادپرستی و تابوی سوسیالیسم غلبه کردند

اعلام نتایج انتخابات میاندورهای در آمریکا تا بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۳ آبان به وقت تهران، نشان میدهد که دموکراتها فراتر از پیشبینیها ظاهر شدهاند و توانستهاند هر دو مجلس آمریکا را با اختلاف قابل توجهی فتح کنند.
نتایج این انتخابات شکست بزرگی برای دونالد ترامپ، حامیان او و حزب جمهوریخواه تلقی میشود. در طول نیم قرن گذشته این صرفا دو بار یک حزب توانستهبود در انتخابات میاندورهای حاکمیت هر دو مجلس سنا و نمایندگان را عوض کند، کاری که دموکراتها موفق شدند در این انتخابات برای سومین بار، پس از انتخابات ۱۹۹۴ و ۲۰۰۶ تکرار کنند.

فرید مرجایی، تحلیلگر مسائل آمریکا و تاریخپژوه، در گفتوگو با خبرآنلاین ریشه اصلی این شکست سهمگین جمهوریخواهان را در انتقال هوشمندانه جنگ توسط ایران از مدار نظامی به بحران انرژی و اقتصاد ارزیابی کرد. به باور وی، بستن تنگه هرمز و جهش بهای بنزین و گازوئیل، تورم را به تمام ارکان معیشت جامعه آمریکا تحمیل کرد و با افزایش نرخ بهره وام مسکن به ۷.۵ درصد، زندگی رأیدهندگان عادی را نشانه رفت. این بحران اقتصادی در کنار نقض آشکار وعدههای ترامپ مبنی بر پرهیز از جنگهای بیپایان، به زلزلهای سیاسی در پایگاههای سنتی محافظهکاران انجامید؛ به طوری که ایالتهایی چون تگزاس، آیووا و کانزاس پس از دههها به نامزدهای دموکرات رأی دادند.
این کارشناس ارشد مسائل بینالملل با بررسی راهکارهای کنگره جدید برای مهار کاخ سفید، تأکید کرد که دموکراتها با اهرمهای کنترل بودجه و فرآیند تأیید صلاحیت مقامات ارشد، توان مانور و تهاجم نظامی ترامپ را به شدت کُند و پرهزینه خواهند کرد. وی همچنین پیروزی چهرههای پیشرو و فرزندان معنوی برنی سندرز نظیر عبدالرحمن السید در میشیگان و ظهران ممدانی را نشانه شکستن تابوی سوسیالدموکراسی و غلبه پیام معیشتمحور بر موجهای نژادپرستانه راست افراطی دانست؛ روندی که صفآرایی جدیدی را در درون هر دو حزب در آستانه کارزار ریاستجمهوری ۲۰۲۸ رقم زده است.
در ادامه متن کامل گفتوگوی خبرآنلاین را با فرید مرجایی، تحلیلگر مسائل آمریکا مطالعه میکنید.
یک موج آبی تاریخی کنگره را فراگرفت؛ اکوسیستم زیر پوست واشنگتن تغییر کرده است
*** ارزیابی شما از نتایج انتخابات میاندورهای کنگره و تسخیر همزمان مجلس نمایندگان و مجلس سنا توسط دموکراتها چیست و این جابهجایی قدرت چه تغییراتی در ساختار واشنگتن پدید میآورد؟
پیروزی موج آبی در مجلس نمایندگان و سنا اکوسیستم سیاسی واشنگتن را به کلی تغییر داده است؛ ترامپ از موضع مهاجم به جایگاه تدافعی رانده شده و کشمکش دائم با کمیتههای کنگره بخش اعظم توان دولت او را برای پیشبرد طرحهای یکجانبه خواهد بلعیدیک اتفاق تاریخی رخ داده است؛ یک موج آبی کنگره را فراگرفته و دموکراتها موفق شدهاند اکثریت را هم در مجلس نمایندگان و هم در مجلس سنا در دست بگیرند. فتح مجلس سنا فوقالعاده تعیینکننده است؛ زیرا نمایندگان مجلس نمایندگان برای یک دوره دو ساله انتخاب میشوند، در حالی که سناتورها برای شش سال کرسی خود را حفظ میکنند و حضور چهرههایی مانند عبدالرحمن السید برای شش سال تثبیت شده است.
البته در ارزیابی این پیروزی نباید دچار نگاه اغراقآمیز شد. کلیت سیستم ایالات متحده که دستخوش دگرگونی بنیادین نمیشود؛ هژمونی جهانی و رویکرد اقتصاد سرمایهداری آمریکا همچنان با قوت پابرجاست. اما در همان ساختار حاکم، تحول بسیار بزرگی رقم خورده است. پیروزی دموکراتها در ایالتهایی که تا پیش از این حیاط خلوت و پایگاه سنتی جمهوریخواهان بودند، بسیار تکاندهنده است.
با این نتیجه، ریاست کمیتههای کلیدی در سنا و مجلس نمایندگان — بهویژه کمیته امور خارجه و کمیته تخصیص بودجه — در اختیار دموکراتها قرار میگیرد. این وضعیت آغازگر یک اصطکاک و کشمکش دائمی میان کنگره دموکرات و دولت مستقر ترامپ خواهد بود؛ منازعهای که بخش اعظم انرژی و تمرکز ترامپ را به خود اختصاص میدهد. دموکراتها موضع تهاجمی به خود میگیرند و ترامپ و کابینهاش مدام در حالت تدافعی قرار خواهند داشت. این دگرگونی در روابط قوا، اکوسیستم سیاسی زیر پوست واشنگتن را به کلی متحول میسازد.

نمونه مشابه این فرآیند را در دوره دولت بوش-چنی شاهد بودیم؛ پیامدهای تجاوز به عراق نارضایتی چنان عمیقی در جامعه آفرید که فضا را برای ظهور و پیروزی پدیدهای نامتعارف چون باراک اوباما — فردی سیاهپوست که تلاش میکردند برچسب مسلمان بودن را به او پیوند بزنند — فراهم کرد. اکنون نیز شرایط مشابهی پدید آمده است، اما باید در نظر داشت که این پیروزی ممکن است خصلتی آنی داشته باشد. باید منتظر ماند و دید در دو سال منتهی به انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ دموکراتها چگونه عمل خواهند کرد. اگر حزب دموکرات در باتلاق منازعات هویتی و فرهنگی بیفتد، در زمین بازی ترامپ گرفتار شده است؛ اما اگر راهبرد اصلی خود را بر پایههای معیشت و مناسبات اقتصادی تودههای مردم قرار دهد، پیروز خواهد شد. پیروزی افرادی نظیر ظهران ممدانی و عبدالرحمن السید که از نسل سیاسی برنی سندرز هستند، نه به دلیل هویت مذهبی، بلکه به خاطر پاسخ صریح به دغدغههای واقعی زندگی و معیشت مردم رقم خورد.
ایران جنگ را به حوزه اقتصاد و انرژی منتقل کرد؛ تورم تحمیلی زندگی روزمره را فلج کرد
*** جنگ علیه ایران و بحرانهای منطقهای چه نقشی در رقم خوردن این شکست برای جمهوریخواهان ایفا کرد؟
ایران با بستن تنگه هرمز نبرد را از عرصه نظامی به کانون اقتصاد و انرژی کشاند؛ شوکی که ظرف یک ماه جهش بهای سوخت را رقم زد، ناوگان حملونقل را متأثر ساخت و با ایجاد تورم سراسری و جهش بهره مسکن، مستقیماً معیشت رأیدهنده آمریکایی را نشانه رفتنقش جنگ ایران را باید در دو بعد اقتصادی و سیاسی واکاوی کرد که بعد معیشتی و اقتصادی آن به مراتب مؤثرتر و ملموستر بوده است. از دیرباز در مباحث تئوریک مشخص بود که حاملهای سوخت و انرژی تا چه اندازه در نبض اقتصاد جهانی تعیینکنندهاند، اما جنگ ایران و بحران فراگیر انرژی در جهان، این حقیقت را به صورتی عینی و انکارناپذیر پیش چشم همگان مجسم ساخت.
ایران موفق شد زمین بازی را از رویارویی نظامی صرف خارج کرده و نبرد را به عرصه اقتصاد و شریانهای انرژی بکشاند. با مسدود شدن تنگه هرمز، ظرف یک ماه بحرانی خلق شد که حتی جنگ ۲۰ ساله ویتنام نتوانسته بود چنین پیامد اقتصادی سریعی به جا بگذارد. جهش شدید بهای سوخت، نفت و گازوئیل، مستقیماً هزینه ناوگان حملونقل و کامیونها را بالا برد و این گرانی بیدرنگ به بهای تمامشده تمامی کالاهای مصرفی، خوراک و مایحتاج عمومی سرایت کرد.
این روند موجی از تورم سنگین به راه انداخت؛ به نحوی که فدرالرزرو (بانک مرکزی آمریکا) ناچار به واکنش شد و با بالا بردن نرخ بهره اوراق قرضه دولتی (Treasury Bonds)، هزینههای اعتباری را افزایش داد. نرخ بهره وامهای مسکن به ۷.۵ درصد جهش کرد و تمامی ارکان معیشت مردم تحتالشعاع قرار گرفت. رونق اسمی در بازار سهام هرگز بازتابدهنده رفاه واقعی جامعه نیست؛ والاستریت قلمرو اختصاصی میلیاردرها و تراستهای مالی است، در حالی که مردم عادی رشد تولید ناخالص داخلی را سر سفره خود حس نمیکردند و همزمان باید برای بنزین، اجاره مسکن، غذا و اقساط بانکی هزینههای گزافی میپرداختند. در ظاهر ماجرا نبرد با ایران بود، اما در باطن یک شوک تورمی ساختار زندگی شهروندان را در هم کوبید.
در بعد سیاسی نیز کاخ سفید دچار ناتوانی شد. در دهههای گذشته، هر زمان دولتهای آمریکا سودای تهاجم نظامی داشتند، دستکم هشت تا نه ماه زمان صرف فضاسازی رسانهای و شستوشوی مغزی جامعه میکردند تا تجاوز را نزد افکار عمومی مشروع جلوه دهند. اما حلقه کمتجربه اطراف ترامپ بدون هرگونه زمینهسازی اجتماعی، ناگهان در میانه مسیر مذاکرات دست به اقدام نظامی زدند؛ رویدادی که جامعه، رسانهها، کنگره و حتی متحدان اروپایی توان هضم آن را نداشتند و این سوءمدیریت سیاسی هزینههای گزافی بر حزب جمهوریخواه تحمیل کرد.
ریزش تاریخی آرای جمهوریخواهان در تگزاس، کانزاس و آیووا یک زلزله انتخاباتی بود
*** سقوط آرای جمهوریخواهان در پایگاههای سنتیشان نظیر تگزاس، کانزاس و آیووا را ناشی از چه عواملی میدانید؟
حلقه نزدیکان ترامپ به دلیل ناپختگی حتی فرصتی برای بسترسازی تبلیغاتی جنگ اختصاص ندادند؛ تهاجم ناگهانی به ایران در میانه مذاکرات شوکی غیرقابل هضم به جامعه و کنگره وارد کرد و به پاشنهآشیل اصلی جمهوریخواهان در انتخابات بدل شدتغییر معنادار آرا در ایالتهای عمیقاً محافظهکار که در سال ۲۰۲۴ قاطعانه به سود ترامپ رأی داده بودند، یک زلزله تمامعیار سیاسی است. در ایالت جمهوریخواه تگزاس، سناتور دموکرات با فاصلهای چشمگیر بر رقیب غلبه کرد و پیروز میدان شد. در ایالت کانزاس، از سال ۱۹۳۵ — یعنی در طول ۹۰ سال گذشته — هیچ سناتور دموکراتی نتوانسته بود رأی بیاورد، اما در این دوره این دژ تاریخی به دست دموکراتها فتح شد.
وضعیت در ایالت آیووا نیز که بافتی کشاورزی دارد و زیر بار هزینههای سرسامآور گازوئیل، ادوات و کودهای شیمیایی به ستوه آمده بود، دستخوش تحولی بنیادین شد؛ ایالتی که در انتخابات ۲۰۲۴ با برتری ۱۳ درصدی به ترامپ رأی داده بود، این بار کرسی سنای خود را به نامزد دموکرات واگذار کرد که این تغییر رفتار طبقات تولیدکننده پیام بسیار روشنی دارد.
ترامپ با تحمیل جنگ و تورم به حامیان جنبش ماگا خیانت کرد
*** شکاف پدیدآمده میان پایگاه اجتماعی جنبش ماگا با تشکیلات سنتی حزب جمهوریخواه و شخص ترامپ چگونه قابل تبیین است؟
سقوط دژهای سنتی محافظهکاران نظیر کانزاس پس از ۹۰ سال و پیروزی دموکراتها در آیووا و تگزاس، زلزلهای تمامعیار بود؛ کشاورزانی که زیر بار سنگین گازوئیل و کود شیمیایی کمر خم کرده بودند ترامپ را به دلیل خلف وعده مجازات کردندکارزار انتخاباتی دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۴ بر دو وعده محوری استوار شده بود: اول، مخالفت صریح با تداوم جنگها و پایان دادن به منازعات بیپایان به این بهانه که منابع مالی به جای هدر رفتن در خارج باید صرف عمران، خدمات اجتماعی و معیشت جامعه آمریکا شود؛ و دوم، مهار شتابان تورم و مهار قیمتها. اما ترامپ با برافروختن آتش جنگ با ایران و بازتولید تورم سهمگین، عملاً به رأیدهندگان خود و بدنه حامیان جنبش ماگا خیانت کرد.
این چرخش آشکار باعث شکاف عمیقی در اردوگاه محافظهکاران شده است. طی یک سال اخیر، چهرههای کلیدی و تریبونهای اصلی ماگا نظیر مارجوری تیلور گرین یا تاکر کارلسون گفتمان اعتراض به سیاستهای ترامپ را بنیان نهادند و این دیسکورس پوپولیستی و ضدجنگ را در سطح جامعه نهادینه کردند؛ امری که بحران هویتی بزرگی برای تشکیلات جمهوریخواه آفرید.
حامیان ترامپ از یک سو شاهد کاهش مداوم مالیات طبقات ثروتمند و شرکتها و تضعیف بخشهای بهداشت عمومی بودند و از سوی دیگر نزدیکی روزافزون او به الیگارشی فناوری را مشاهده میکردند؛ مراکزی که ساخت دیتاسنترهای عظیم هوش مصنوعی آنها آب آشامیدنی و شبکه برق محلات را میبلعید و در عین حال از معافیتهای مالیاتی کلان برخوردار میشدند. این پارادوکسها پایگاه اجتماعی ترامپ را به شدت دچار انشقاق کرد.

السید و ممدانی فرزندان برنی سندرز هستند؛ معیشتمحوری بر نژادپرستی غلبه کرد
*** پیروزی تاریخی عبدالرحمن السید به عنوان نخستین سناتور مسلمان از ایالت میشیگان را چگونه ارزیابی میکنید؟
حامیان جنبش ماگا دریافتند که ترامپ به وعدههای کلیدی خود خیانت کرده است؛ او به جای خاتمه دادن به جنگها و مهار گرانی، کشور را به درگیری جدید کشاند و ثروت ملی را صرف معافیتهای مالیاتی میلیاردرها و غولهای فناوری کردانتخاب عبدالرحمن السید به عنوان نخستین سناتور مسلمان از میشیگان رویدادی تاریخی است که باید لایههای آن را با دقت تحلیل کرد. نه السید و نه چهرهای مانند ظهران ممدانی، به صرف تعلقات مذهبی یا هویت اسلامی رأی نیاوردند؛ بهویژه آنکه تشکیلات راستگرا و جمهوریخواهان مدام برچسبهای تندی نظیر افراطگرایی و پیوند با اخوانالمسلمین را علیه آنان مطرح میکردند.
آنچه السید را بر این امواج نژادپرستانه مسلط ساخت، قدرت پیام راهبردی او بود. او و ممدانی به عنوان نسل دوم گفتمان برنی سندرز، با انضباط حزبی و پرهیز از تشتت، بر سر مسائلی ایستادگی کردند که با زندگی روزمره طبقات جامعه در پیوند است: دفاع از بیمه درمانی همگانی، پاسداری از آموزش رایگان مدارس، جلوگیری از گرانی اقلام اساسی و افشای عهدشکنی ترامپ در پلتفرم اقتصادیاش. این گفتمان عدالتخواهانه و سوسیالدموکرات بود که برتری آنان را تثبیت کرد.

کمیتههای سنا و تخصیص بودجه ماشین جنگی کاخ سفید را مهار خواهند کرد
*** دموکراتها در کنگره جدید با چه سازوکارها و ابزارهایی میتوانند جلوی ماشین جنگ و اقدامات دولت ترامپ مانعتراشی کنند؟
پیروزی تاریخی عبدالرحمن السید در میشیگان به دلیل پیام راهبردی معیشتمحور او در برابر نژادپرستی راستگرایان رقم خورد؛ فرزندان برنی سندرز با تمرکز بر بیمه سلامت، آموزش و مهار تورم توانستند مطالبات واقعی مردم را نمایندگی کننددر دو سال نخست که کنگره یکدست در دست جمهوریخواهان بود، مسیر ترامپ برای گسترش جنگ و اقدامات تهاجمی هموار بود؛ اما امروز با انتقال اکثریت به دموکراتها، موانع مؤثری شکل گرفته است. ریاست کمیتههای تخصصی در سنا و مجلس نمایندگان به دموکراتها میرسد و آنها میتوانند دستور کارهای روزمره پایتخت را کنترل کنند و پروندههای مد نظر خود را به موضوع اصلی تبدیل سازند.
مهمترین اهرم در دستان دموکراتها، کنترل لوایح بودجه است. تمامی مصوبات مالی دولت ترامپ باید از فیلتر این کمیتهها بگذرد و نمایندگان اکثریت قادرند اعتبارات جنگی را محدود کرده یا با کاهش منابع مالی، برنامههای تهاجمی دولت را به چالش بکشند. علاوه بر این، انتصاب کارگزاران ارشد و مقامات بلندپایه دولت و پنتاگون نیازمند تأییدیه از کمیتههای سنا است که در اختیار دموکراتها قرار دارد و این روند میتواند مهرههای تندرو را متوقف کند. این اهرمهای نظارتی و حقوقی، پویایی دولت ترامپ را به شدت محدود خواهد کرد.
با این حال باید توجه داشت که این تحول مسئولیتی تازه برای دموکراتها خلق میکند؛ آنها اکنون شریک اداره کشور محسوب میشوند و از موضع اپوزیسیون محض خارج شدهاند. در نتیجه هرگونه نابسامانی اقتصادی میتواند دامنگیر خود دموکراتها نیز بشود و بر سرنوشت انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ سایه بیندازد.
شکستن تابوی سوسیالیسم در جامعه آمریکا نیازمند تمرکز بر معیشت و مهار الیگارشی است
*** چشمانداز جریان سوسیالدموکراسی و آرایش نیروهای درون دو حزب دموکرات و جمهوریخواه را در آستانه کارزار ۲۰۲۸ چگونه میبینید؟
پیروزی تاریخی عبدالرحمن السید در میشیگان به دلیل پیام راهبردی معیشتمحور او در برابر نژادپرستی راستگرایان رقم خورد؛ فرزندان برنی سندرز با تمرکز بر بیمه سلامت، آموزش و مهار تورم توانستند مطالبات واقعی مردم را نمایندگی کننددر طول یک قرن اخیر در فرهنگ سیاسی آمریکا، نظام حاکم توانسته بود با استفاده از هژمونی ایدئولوژیک، طبقه زحمتکش سفیدپوست را تحریک کند تا با تکیه بر تعارضات نژادی، مهاجرت و لیبرالیسم فرهنگی، علیه منافع ملموس اقتصادی خود به نفع برنامههای جمهوریخواهان رأی دهند. دستگاه تبلیغاتی همواره واژههای سوسیالیسم و سوسیالدموکراسی را با کمونیسم استالینیستی و فروپاشی شوروی مترادف میکرد و مانع از شکلگیری هرگونه حزب سوسیالدموکرات مستقل میشد.
اما در سال ۲۰۱۶ برنی سندرز موفق شد در این دیوار ایدئولوژیک رخنه ایجاد کند. او با تکرار مداوم شعارهای معیشتی و نقد صریح سیطره الیگارشی مالی والاستریت، فضایی پدید آورد که نسل جدید از این برچسبها واهمهای نداشته باشد. در همان سال بسیاری از هواداران طبقه کارگر ترامپ عنوان میکردند که حاضر بودند به سندرز رأی دهند؛ زیرا او درد واقعی را نشانه گرفته بود، اما انسداد راه او توسط تشکیلات دموکرات، نارضایتی عمومی را به دامن پوپولیسم ترامپ سوق داد.
اکنون با موفقیت الکساندریا اوکاسیو کورتز، السید و ممدانی، سوسیالدموکراسی سنگرهای تازهای فتح کرده است. ما با دو کشمکش اصلی روبروییم: یکی درون حزب دموکرات میان فراکسیون پیشرو و جناح سنتی که توفیق آن مستلزم مهار تورم، گسترش بیمهها و کنترل انحصارات غولهای دیجیتال است؛ و دیگری شکاف در حزب جمهوریخواه میان بدنه سنتی و جریان ماگا به رهبری چهرههایی چون جیدی ونس که با ادبیاتی ضدجنگ اما مواضعی راستگرایانه، زمینه را برای ورود به کارزار ریاستجمهوری ۲۰۲۸ مهیا میسازند.
